X
تبلیغات
ندای مغان

ندای مغان

وبلاگ نشریه ندای مغان

۴۶

------------------

همشاگردی سلام

شهریار شکاری

يادش بخير بوي نمناك كتاب‌هاي مدرسه،‌ يادش بخير شبهايي كه كيف مدرسه‌ را زير لحاف مي‌كردي و با‌ خود مي‌خواباندي!

يادش بخير روزي كه مادر با شتابي در گامهايش دستان تو را گرفته بود و ميكشيدت در درازناي خياباني كه نخستين بارانهاي پاييزي خيسش كرده بودند و اين، پوشيدن چكمه‌هاي قرمز را در روزهايي نزديك نويد ميداد. مادر تو را با گامهاي بلند و كشيده مي‌كشيد و باد پاييزي گوشه‌هاي چادرش را چنان تكان مي‌داد كه ياد پرستوها مي‌افتادي. گاهي گامهايش را كوتاه مي‌كرد تا تو نفسي تازه كني و نگاهش در نگاهت گره بخورد نگاهي آميخته به «غرور و ترحم»! تو را مي‌برد كه به مدرسه بسپارد. تا تو بماني و او برگردد. انگشتانت روي انگشتان زجر كشيده‌اش سر ‌خورد و «سقوط» سهمگين دستانت. نخستين دلشوره‌ي بي او بودن در نگاهت موج مي‌زد. مي‌خواستي گريه كني،‌گريه هم كردي!

تو در آنسوي پنجره ماندي پشت نيمكت چوبي خط خطي شده‌اي كه پر از خاطره‌هاي بغض گرفته‌‌ي سالهاي پيش بود، مقابلت تخته سياه و گچهاي خوش رنگي كه شايد كش رفتن چند تاي آنها اولين شيطنت تو را در روز اول مدرسه رقم مي‌زد و مادر ماند آنسوي پنجره، شايد هم رفت!‌ نكند رفته و منتظر تو نمانده باشد، دويدي كنار پنجره. قدت به زور براي ديدن حياط كفاف مي‌كرد ‌و ديدي نيست، رفته! دوباره بغض كردي،‌ مي‌خواستي گريه كني و گريه هم كردي. رفته بود غذاي ظهرت را آماده كند. رفته بود حياط را جارو كند حياط به آن بزرگي با آن همه سنگ و آن همه عذاب كه هنوز از ياد تو نرفته است چه رسد به مادر كه تمام اندامش پر از غصه است. غصه آن روزها و غصه اين روزها. مادر هميشه اندوهگين است و اين دل تو را هنوز هم آتش مي‌زند.

حالا كه بزرگ شده‌اي،  مرد شده‌اي، زن خانه شده‌اي، حالا كه فهميده‌اي روزهاي خوش زندگيت در همان روزهاي مدرسه ماند، كودك اول دبستانيت را نكوهش نكن اگر روز اول پاييز گريه كرد. آخر خودت هم «حالا» فهميده‌اي!

ولي من خيلي‌ها را ديده‌ام كه هرچند حالا بزرگ شده‌اند، مرد شده‌اند، زن خانه شده‌اند،‌همراه كودك اول دبستانيشان گريه كرده‌اند. تو يك وقت غصه نخوري بابت كيف و كفش فرزندت، ‌بابت كتاب و دفترش، ‌بابت مانتو شلوارش،‌ بابت اينكه بيكاري، نداري! او را دلمشغول كيف و كفش نكن، بر دلش غصه‌ي نان نقش مكن. خدا بزرگ است! خيلي ...

حالا در حياط مدرسه ايستاده‌اي روبروي فرزندت. حياط پر از هياهوست و تو چيزي نمي‌شنوي. درچشمان هم خيره شده‌ايد احساس مي‌كني او گريه‌اش مي‌گيرد. آنوقت تو هم تا نوك دماغت مي‌سوزد و چشمانت پر مي‌شود از اشك. نه به خاطر فرزندت شايد. بخاطر آن روزها...

 -----------------------------------------------------

اولتان قالاسی راوی تاریخ کهن مغان(2)

سلیمان باقی پریخانی

ندای مغان در تهیه این گزارش توصیفی از همکاری و مساعدت صمیمانه جناب آقای موسی حسینیان کارشناس باستان شناسی و عضو تیم کاوش اولتان قالاسی در فصل چهارم کاوش و همچنین مدیریت محترم سایت مغان ارس بهره فراوان برده است.

 

ارگ و شهر باستانی اولتان قالاسی که درسال 1378 به شماره 2654 درفهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده و از محوطه‌هاي تحت حفاظت سازمان ميراث فرهنگي است، در روستای اولتان از توابع شهرستان پارس‌آباد‌مغان و در 15 کیلومتری شمال غرب آن واقع است. شهر بر اثر تسطیح گسترده اراضی و فعالیتهای عمرانی و کشاورزی بصورت کامل تخریب شده‌ است ولی ارگ همچنان پابرجا و مدفون در دل خاک باقی مانده است. تصاویر ماهواره‌ای و هوایی و همچنین یافته‌ها و بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد شهر وسعتی بیش از 80 هکتار داشته است و ارگ در مرکز شهر و به شکل مستطیل نا‌‌منظم و با زوایای غیر قائم وسعتی در حدود 40 هکتار را به خود اختصاص داده بود. مطابق الگوی شهرسازی دوره‌های پیش از اسلام، شهر از چند قسمت تشکیل شده است که از مرکز بطرف خارج قسمتهای ارگ یا شارستان که محل سکونت و فعالیت حکمران و طبقات بالای اجتماع و سایر افراد دربار بوده است. قسمت ربض در خارج از ارگ واقع بوده و محل سکونت و فعالیت سایر مردم شهر به شمار می‌رفته است. موقعیت و محل ساخت شهر و ارگ بگونه‌ای محاسبه و انتخاب شده بوده است که از سه طرف شمال، شمال غربی و غرب بوسیله مانع طبیعی رود خروشان ارس محافظت می‌شده است و بقیه جهات بوسیله حفر خندق به عرض 10 متر و کانال پر از آب محافظت می‌شده است. از آب این کانالها به منظور آشامیدنی، بهداشتی و کشاورزی نیز استفاده می‌شده است. دیوار اصلی ارگ به ارتفاع 5/5 متر و عرض 5/3 متر کار محافظت از ارگ را آسان‌تر می‌نموده است و در دل دیوار اصلی و در فواصل 30 متری برجهای نگهبانی واقع شده بوده است. ارگ دارای چهار دروازه بوده است که به نظر می‌رسد دروازه شمالی در اثر جریان تخریبی رود ارس و عوامل انسانی مخرب، تخریب شده است ولی دروازه غربی در کاوشها و حفاریهای  فصل اول و دوم به سرپرستی آقای علیزاده در سال 1382 الی 1384 و دروازه جنوبی در فصل چهارم کاوش به سرپرستی آقای مهاجری‌نژاد در سال 1388 از دل خاک بیرون آورده شده است و دروازه شرقی همچنان در دل خاک خفته است. بررسی های باستان‌شناسی نشان می‌دهد ارگ و شهر باستانی اولتان قالاسی چیزی در حدود 10/1 وسعت دشت مغان محصور در جغرافیای سیاسی ایران را به خود اختصاص می‌داده است و به عنوان بزرگترين محوطه باستاني دشت مغان و از معدود محوطه‌هايي است كه نسبتاً از گزند تخریب در امان مانده است و اکنون با همکاری نیروی انتظامی و توسط یگان حفاظت از میراث فرهنگی مورد حفاظت قرار می‌گیرد .مطابق متون تاریخی، یافته‌های باستان‌شناسی و کاوشهای انجام یافته در طی چهار فصل کاوش در این مکان، بنای شهر در زمان استقرار سلسله اشکانی صورت گرفته است و از شهر های پر رونق و استراتژیک دوران قبل و بعد از اسلام به شمار می‌رفته است و شواهدی از حضور و اقامت اقوام مغول، تیمور لنگ و نادر شاه افشار در این شهر و ارگ در متون تاریخی وجود دارد که نیازمند بررسی و مطالعه بیشتر است. به عقیده کارشناسان از آنجا که در هیچ کدام از کاوشها نتوانسته‌اند به خاک بکر بستر شهر و ارگ برسند احتمال افزایش قدمت و حضور تمدنهای قبل از اشکانیان در منطقه با توجه به موقعیت استراتژیک مغان در طول تاریخ به عنوان گذرگاه تمدنها و نبود محل مناسب استقرار مابین جنوب قفقاز و مناطق شمال اردبیل به جز دشت پهناور، هموار، آباد و غنی مغان، دور از ذهن نیست و می تواند ارگ و شهر اولتان قالاسی قدمتی بیش از 2500 سال داشته باشد. مطالعات جغرافياي و تاريخي نشان از وجود شهرهاي باستانی مختلفی در دشت مغان دارد. می‌تواند شهر و ارگ اولتان قالاسی با يكي از شهر‌هاي دوران ساساني به نام "اورثان" مطابقت داشته باشد اما مسئاله‌ای كه باعث شده است نتوان به طور دقيق به این موضوع اشاره نمود که اين شهر، همان شهر اورثان است اين است كه متون تاريخي نشان مي‌دهند شهر اورثان در دو فرسخي جنوب رود ارس قرار داشته است حال آن که محل فعلی ارگ و كاوش‌ها در كنار رودخانه ارس واقع شده است. اين احتمال وجود دارد كه رود ارس در زمان بناي شهر با اين شهر فاصله‌اي دو فرسخي داشته است و بر اثر گذشت روزگاران و جابجايي مسير رودخانه اين فاصله از بين رفته است.براي روشن شدن این موضوع مطالعات ديگري لازم است تا نشان دهد كه بستر رودخانه ارس در اواخر دوره ساساني كجا بوده‌است. اگر بتوان اين جابجايي را ثابت كرد آن زمان مي‌توان به طور قاطع نظر داد که اولتان قالاسی همان اورثان ساسانی است. در فصل چهارم کاوش در اولتان قالاسی گورستانی متعلق به دوران اسلامی با جهت تدفینی شمالی - جنوبی، حمام و دستشویی مجزا، سیستم لوله‌کشی ورودی و خروجی آب که با استفاده از سفال لوله‌کشی شده بودند، تنور، شواهدی از استفاده از گچ به عنوان روکش تزئینی دیوارهای داخلی، شواهدی از استفاده از آهک به عنوان ضد‌غفونی کننده سرویسهای بهداشتی و فاضلاب و خاکستر و زغال برای عایق کاری کف خانه‌ها و اتاقها یافت شده است که نشان دهنده گوشه های از فرهنگ و آداب و رسوم مردمان ساکن در اولتان قالاسی است.

اولتان قالاسی، تهدیدها و ضرورتها

آنچه مسلم و مشخص است ارگ و شهر اولتان قالاسی با تمام یافته‌ها و نیافته‌ها، موقعیت و ویژگیهای آن یک پتانسیل ارزشمند باستان‌شناسی و گردشگری است که می‌تواند سیمای اجتماعی، تاریخی و اقتصادی منطقه را دگرگون ساخته و افقهای جدیدی را پیش روی همگان ترسیم نماید که این نیازمند اراده و عزم ملی برای تغیر نگرشها و سیاستگذاریهای مسئولین و مردم به موضوع و رفع تهدیدهای این سازه عظیم باستانی است. اولتان قالاسی نیازمند معرفی، شناسایی و مطالعه علمی است تا به تمام ابهامات و سوالهای پیرامون آن پاسخ روشن و علمی داده شود. بخش عظیمی از آن در دل خاک مدفون است که بخشي از داشته‌های مادی و معنوی و هویت تاریخی و ملی ماست و این نیازمند تخصیص بودجه، زمان و نیروی انسانی متخصص برای کاوش و حفاری است. بخش‌های کاوش شده آن نیازمند مرمت علمی است تا از گزند تخریب مصون بمانند. کناره‌های شمالی آن در خطر تخریب توسط جریان آب رودخانه ارس است که این نیازمند ساحل‌بندی علمی و تحت نظارت کارشناسان میراث فرهنگی است. کناره‌های جنوبی ارگ با ساخت و سازهای بی‌رویه و غیر کارشناسی صنعتی و عمرانی توسط نهادهای دولتی و خصوصی به شدت تخریب شده است که این نیازمند جابجایی و تغییر محل این مراکز به نقطه‌ای دیگر به قید فوریت است. انباشت و دفن زباله‌های شهری در حریم آن ضمن تخریب آن، چهره زشتی به اولتان قالاسی بخشیده است. برگزاری سمینارها و نشستهای تخصصی، دعوت از صاحب نظران جهانی در رشته باستان‌شناسی برای کاوش و مطالعه در آن، تبدیل آن به سایت موزه باز مطابق استانداردهای موجود و همچنین تلاش برای ثبت جهانی آن در فهرست جهانی یونسکو می تواند درحفاظت، معرفی و باز‌خوانی ناگفته‌های این بنای عظیم باستانی و روشن شدن بخشهای تاریک تاریخ مغان نقش تاثیرگذاری داشته باشد و این یک رسالت همگانی ما است.

------------------------------------------------------------

وقوع سیلاب و طغیان رودخانه ارس

وقوع سیلاب و طغیان رودخانه پس از اولین بارش باران پاییزی،  نیمی از روستای اولتان را به زیر آب فرو برد و محور پارس آباد به اصلاندوز را مسدود نمود. ناتوانی نهرها و سیل گیرها موجود در منطقه در انتقال و هدایت سیلاب ، منجر به ورود آب به روستا و خانه های اهالی گردید و نیروهای امدادی را ناگزیر از حفر کانالهای انحرافی از میان آسفالت محور اصلی پارس آباد به اصلاندوزبه سمت رودخانه ارس نمود تا از حجم آب موجود در منطقه کاسته شود که این اقدام منجر به انسداد محور گردید و خودروهای عبوری را ناگزیر از تردد در جاده پروژه نمود. بنابر گزارشات رسیده هرچند این حادثه تلفات جانی در برنداشت اما خسارات زیادی به منازل و مزارع اهالی وارد نمود.

حضور سریع مسئولین امر و نیروهای امدادی در صحنه در کاستن از آلام اهالی و میزان خسارات وارده بسیار موثر بود و جای تقدیر وتشکر دارد .

با آغاز فصل سرما و بارشهای زمستانی و احتمال وقوع حوادث این چنینی لزوم هماهنگی میان نیروهای امدادی و اتخاذ تدابیر پیشگیرانه بیش از پیش احساس می شود. ساماندهی، لایروبی و تعمیر کانالها و سیل گیرهای موجود در منطقه می تواند در کنترل حجم آبهای عبوری از منطقه نقش موثری داشته باشد. تسریع در ساحل بندی حاشیه های رودخانه ارس از دیگر اقدامات لازم و ضروری منطقه است. برگزاری مانورهای لازم جهت افزایش هماهنگی و آمادگی، تقویت پدافند غیر عامل منطقه از دیگر راهکارهای اجرایی لازم است.   

-----------------------------------------------------------

پاسخگوي تداوم اين فاجعه كيست؟!

سلیمان باقی پریخانی

سرنوشت زباله‌هاي شهري امروزه به چالشي براي تمامي شهرهاي بزرگ و كوچك تبديل شده است و بخش قابل توجه‌اي از كار روزانه مراكز مختلف شهري را به خود اختصاص داده‌است. تا ساليان نه چندان دور در مناطق بسياري انتقال زباله‌ها به مناطقي دور از شهرها و انباشت و دفن آنها اقدام مشترك همگان بود اما با گسترش شهرنشيني و افزايش حجم زباله‌ها از يك طرف و از طرف ديگر آشكار شدن پيامدهاي بهداشتي و زيست محيطي حاصل از انباشت و دفن غير اصولي زباله‌ها مسئولين شهري را بر آن داشت تا با اتخاذ شيوه‌هاي نوين علمي با كم كردن حجم زباله‌هاي توليدي و بازيافت مناسب بخشي از زباله‌ها از ميزان زباله‌هاي كه بايد معدوم شوند، كم نمايند. شيوه و روش معدوم نمودن زباله‌هاي شهري امروزه از چالشهاي مهم شهري است و استفاده از روشهاي سنتي در اين خصوص مورد اعتراض همگان است.شهرستان پارس‌آباد‌مغان با سابقه بيش از نيم قرن شهرنشيني مدرن نيز امروز با اين چالش بصورت جدي دست به گريبان است اما تاسف در اينجا است كه اراده‌اي در مسئولين شهري براي اتخاذ روشهاي نوين علمي و استفاده از تجربيات موفق كشوري و جهاني براي حل اصولي و منطقي اين مشكل، ديده نمي‌شود. اصرار بر بكارگيري روش سنتي دفن زباله در محل فعلي دپوي آن در نزديكي روستاي اولتان پيامدهاي زيانبار بهداشتي، زيست محيطي و گردشگري را براي منطقه به ارمغان آورده است. انتخاب غير كارشناسي محل، انباشت و دفن غير بهداشتي زباله‌ها، عدم بهره‌مندي از يافته هاي نوين تجربي و علمي و مشاوره دلسوزان و كارشناسان مرتبط، تخريب عرصه‌هاي باستاني، آلودگي آب، خاك و هوا و محيط زيست انساني، حيواني و گياهي، احتمال آلودگي تنها منبع تامين آشاميدني شهر- رود ارس- و همچنين آبهاي زير زميني به شيرابه‌هاي زباله‌هاي انباشته شده و دفن شده در محل، تخريب منايع ارزشمند گردشگري منطقه، احتمال شيوع بيماريهاي عفوني و واگيردار در منطقه، بي‌اعتنايي به نظريات كارشناسي و مقاومت در برابر تذكرات وارده، و ... از جمله اشكالات و مشكلات وارد شده به محل فعلي و اقدام شهرداري پارس‌آباد‌مفان است. نشريه نداي مغان بنابر رسالت مطبوعاتي خود و با توجه به اهميت موضوع اقدام به پيگيري مساله نمود و با انجام مصاحبه با مسئولين اداره ميراث فرهنگي و گردشگري، شبكه بهداشت و درمان، اداره حفاظت از محيط زيست، سازمان منابع طبيعي، شهرداري، فرمانداري، شوراي شهر، كارشناسان حوزه‌هاي مختلف كارشناسي، مسافران و مردم نسبت به انتقال اين دغدغه همگاني اقدام نمود. عدم تحرك مناسب و فرافكني شهرداري كه متولي اصلي پايان دادن به اين بحران زيست محيطي و فاجعه تلخ است ما را به وعده فرمانداري مبني بر انتقال محل انباشت و دفن زباله‌هاي شهري به محل جديد و كارشناسي شده آن تا پايان شهريور ماه اميدوار نمود. ما و تمام كساني كه هر روزه از جاده اصلي شهر به سمت اردبيل و مشكين شهر مي‌روند شاهد وخامت اوضاع و تشديد اين فاجعه هستند. نه تنها محل پاكسازي نشده است بلكه بر حجم زباله‌هاي موجود بيش از پيش اضافه شده است. زباله‌هاي صنعتي و ساختماني و مشكل بازيافت كنندگان غير‌مجاز و سوزاندن وسيع زباله‌هاي انباشته شده  نيز به محل اضافه شده است. با توجه به نزديكي فصل بارش و مهاجرت پرندگان مهاجر به منطقه زنگ خطر رساتر از پيش به گوش مي‌رسد.

----------------------------------------------------------

 جلسه‌ مؤسسه حمايت از بيماران سرطاني آرزو با حضور مهندس وكيل سپه تشكيل يافت.

در اين جلسه رئيس هيات مديره و مديرعامل آرزو گزارش و بيوگرافي مؤسسه  را به نماينده مردم بيله‌سوار و پارساباد در مجلس و همچنين حاضرين در جلسه ارائه كردند. سپس آقايان دكتر اسماعيلي و مجردي ضمن اعلام اين خبر كه ماهانه 1000 الي 1500 نفر از معلمان، مبلغ 1000 تومان به مؤسسه كمك مالي خواهند كرد، مشكلات مربوط به مؤسسه را مطرح نموده و براي كمك به يكي از معلمين بيمار پارس‌آبادي از مهندس سپه طلب ياري كردند كه مهندس سپه اعلام كردند در جريان كامل مشكلات اين بيمار قرار دارند و تمام هماهنگيهاي لازم را با مسئولين ذيربط از جمله معاون رئيس جمهور براي كمك به اين معلم انجام داده و پيگير وضعيت ايشان هستند. همچنين ايشان براي تامين ساختمان موسسه به حاضرين در جلسه قول مساعد داده و اعلام كردند خود و همكارانشان در مجلس تمام تلاش خود را به كار خواهند بست تا بيماري سرطان در ليست بيماريهاي خاص قرار گيرد و بدين ترتيب بسياري از مشكلات اين بيماران بهتر و راحتتر از گذشته حل خواهد شد. ايشان افزودند بر اساس تحقيقات انجام يافته ريخته شدن فاضلاب كارخانه آلومينيوم سازي كشور ارمنستان به رودخانه ارس بيشترين سهم را در افزايش تعداد بيماران مبتلا به بيماري سرطان در پارساباد داراست بطوريكه استان اردبيل بواسطه شهرستان پارساباد رتبه اول تعداد مبتلايان به اين بيماري را در كشور به خود اختصاص داده است. مهندس سپه ضمن اعلام اين خبر كه تورم 46 درصدي در راه است و با اعمال برنامه هدفمند كردن يارانه‌ها اكثر كالاها و خدمات دولتي(از جمله: آب، برق، گاز، بنزين، سم و ...)به قيمت تمام شده در اختيار مردم قرار خواهد گرفت، ‌گفتند: دولت در حال حذف سوبسيد سم است تا بدينوسيله كشاورزان و شركتهاي كشاورزي منطقه به طور اجباري به مبارزه بيولوژيك با آفات نباتي روي آورند.

ايشان در پايان از زحمات اعضاي مؤسسه آرزو در راستاي كمك به بيماران نيازمند سرطاني تشكر كرده و اظهار اميدواري كردند وضعيتي ايجاد شود كه اين بيماران از لحاظ مادي و معنوي احساس كمبود نكنند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 14:30  توسط ندای مغان  | 

۴۵

-----------

اولتان قالاسي راوي تاريخ كهن دشت مغان

دشت تاريخي مغان به عنوان گذرگاه باستاني تمدن‌هاي ماقبل تاريخ بين‌النهرين، از ارزش مطالعاتي و غناي باستان‌شناسي فراواني برخوردار است. هرچند تصطيح وسيع اراضي دشت مغان جهت انجام فعاليت‌هاي عمراني، صنعتي و كشاورزي در طول ساليان گذشته، عدم انجام مطالعات باستان‌شناسي و تاريخي مدون و متمركز نبود، ثبات مديريتي متخصص در حوزه ميراث فرهنگي، كمبود شديد نيروي انساني آكادميك، نبود يگان حفاظت ميراث فرهنگي، عدم توسعه زير ساخت‌هاي گردشگري در منطقه، حفاري‌هاي سودجويانه و مخرب، گسترش بي‌رويه شهرنشيني و تخريب وسيع و بدون مطالعه مناطق ارزشمند تاريخي در كنار دلايل و موانع متعدد ديگر مانع شكوفايي پتانسيل‌هاي باستان‌شناسي و تاريخي دشت مغان گرديده‌است. اما جايي در كنار ضلع جنوبي رود ارس و شمال روستاي اولتان و در 15 كيلومتري شهر پارس‌آباد‌مغان وجود دارد كه همچنان شكوه گذشته را در خود حفظ كرده‌است. ارگ و شهر باستاني اولتان قالاسي با قدمتي در حدود 2500 سال همچنان در زير خاك فراموشي و بي‌توجهي ما مدفون مانده‌است. با وجود انجام چهار فصل كاوش‌ و حفاري مقطعي و كوتاه‌مدت در اين ارگ باستاني به مديريت‌هاي دكتر عليزاده و دكتر مهاجري‌نژاد، بدليل عدم برنامه‌ريزي مدون و هدفمند در امر كاوش، كمبود زمان و بودجه تخصيص يافته براي كاوش در اين منطقه، كمبود نيروي انساني، عدم مرمت قسمتهاي حفاري شده، عدم ساحل‌بندي علمي و تحت نظارت كارشناسان ميراث فرهنگي ضلع شمالي ارگ در مجاورت رود ارس، و مهمتر از همه عدم تلاش براي ثبت جهاني ارگ و شهر باستاني اولتان قالاسي در فهرست جهاني يونسكو گرد تخريب و فرسايش را بر چهره خسته اين راوي تاريخ كهن دشت مغان نشانده‌ است بطوريكه آثار زخم تيشه‌هاي بي‌مهري تخريب بر سيماي ارگ و بخصوص در دروازه كاوش شده غربي در فصول اول و دوم كاوش اولتان‌ قالاسي همچنان پيداست. عدم وجود ثبات مديريتي متمركز و متخصص در حوزه ميراث فرهنگي منطقه در طول ساليان گذشته و عدم توسعه زير ساختهاي گردشگري و حفاظت از ميراث فرهنگي از جمله ساخت انواع موزه‌ها و پارك‌هاي گردشگري در منطقه، سرنوشت اشياء و يافته‌هاي ارزشمند تاريخي كشف ‌شده در اولتان قالاسي را در طول چهار فصل مطالعاتي گذشته كه بخشي از ثروتها و داشته‌هاي معنوي ساكنين منطقه مغان است را در هاله‌اي از ابهام فرو‌ برده ‌است و باعث خروج آنها از منطقه شده‌است. به عقيده كارشناسان امر كاوش و حفاري بدون مرمت علمي در حكم يك تخريب آشكار است و اين داستان تلخ اولتان قالاسي در طول چهار فصل كاوش گذشته است. و اينك شهري به وسعت بيش از 80 هكتار و ارگي به وسعت نزديك به 40 هكتار كه به جرأت مي‌توان گفت كه جزء20 سازه برتر باستاني ايران است و مي‌تواند قطب گردشگري شمال غرب ايران گردد همچنان از پس هزاران تن خاك فراموشي و هزاران سال سكوت و تنهايي، چشم انتظار اراده‌اي براي تغيير و تحول است كه اين تغيير و تحول مي‌تواند سيماي اقتصادي و اجتماعي دشت مغان و شهر پارس‌آباد را دگرگون سازد. نداي مغان بنابر رسالت مطبوعاتي خويش از زمان آغاز فصل چهارم كاوش در اولتان قالاسي در تاريخ هفتم تير ماه سال جاري مصرانه از اداره ميراث فرهنگي پارس‌آباد‌مغان خواستار مساعدت براي تهيه گزارش مصور و مشروح از اين ثروت مدفون شده مغان گرديد كه تا كنون توفيق انجام آن را پيدا ننموده‌ايم و همچنان در انتظار مساعدت اداره ميراث فرهنگي شهرستان پارس‌آباد‌ مغان هستيم با اين وجود در تلاش هستيم براي آشنايي مخاطبين محترم نشريه، در شماره‌هاي آتي گزارشهايي در اين خصوص و ساير آثار ثبت شده ملي و ثبت نشده در شهرستان پارس‌آباد مغان تهيه و منتشر نماييم و در اين راه از تمامي علاقمندان و صاحبان فكر و انديشه انتظار مساعدت و ياري داريم.

 ---------------------------------------------------------

پاسخگوي تداوم اين فاجعه تلخ كيست؟!

موضوع انباشت و دفن زباله‌هاي شهري، ساختماني و صنعتي در محل فعلي آن مابين روستاهاي اولتان و اسلام‌آباد به يكي از دردهاي مزمن و كهنه پارس‌آباد‌مغان تبديل شده‌است. نداي مغان بنابر رسالت مطبوعاتي خود طي دو شماره در تيرماه سال 1388 به بررسي علمي و حقوقي ابعاد مختلف اين فاجعه پرادخت و مصرانه خواستار پايان دادن به اين بحران زيست محيطي گرديد و در نهايت وعده فرمانداري محترم شهرستان پارس‌آباد‌مغان مبني بر تغيير محل انباشت و دفن زباله هاي شهري را به محل كارشناسي شده جديد آن در شهريور ماه سال جاري را در شماره سي و شش نداي مغان به تاريخ بيستم تيرماه سال 1388 را جهت اطلاع عموم منعكس نمود و قول پيگيري آن را به مخاطبين و عموم شهروندان محترم شهر را داد. اينك كه شهريور ماه رو به اتمام است نداي مغان در عمل به وعده و رسالت مطبوعاتي خويش، اقدام به پيگيري موضوع مي‌نمايد و گزارش تكميلي آن را در شماره آتي خود منتشر خواهد نمود و سعي دارد با انجام مصاحبه با فرماندار ساعي و فعال شهرستان، جناب آقاي خدابنده و همچنين نماينده محترم منطقه در مجلس شوراي اسلامي جناب آقاي سپه نظرات آنان را به اطلاع عموم شهروندان برساند و در اين راه اميدوار است چونان گذشته از مساعدتهاي مسئولين محترم منطقه بهره‌مند گردد. و در اين راه آمادگي دارد افكار و نظرات مخاطبين محترم خويش را براي تنوير افكار عمومي منتشر نمايد.

-----------------------------------------------------------

سومین جلسه موسسه آرزو در حمایت از معلم شریف پارس آبادی مبتلا به کانسر

و معرفی رییس هیات بازرسان آرزو

 

یکشنبه شب 15 شهریورماه 88 سومین جلسه موسسه آرزو برای دو هدف تشکیل جلسه داد که هدف اصلی آن بررسی راهکارهای عملی برای حمایت از معلم مبتلا به کانسر می باشد . در این جلسه آقایان منصوری ، خردمند و مجردی هر کدام از زاویه ای به بررسی کارهای انجام گرفته در خصوص این معلم عزیز و ارجمند پرداختند. در این جلسه مشخص گردید که در پی درخواست موسسه آرزو و با همکاری مدیریت محترم آموزش و پرورش مبلغ دو میلیون و هفتصد هزارتومان از صندوق وام ضروری در اختیار این معلم گرامی قرار داده شده است که خبر فوق توسط آقای محمد نسب مسئول شعبه رفاه معلم اعلام گردید. خبر دیگری هم که در جلسه مطرح شد دیدار آقای ایرج نعمتی شیشه گران نماینده آرزو در تهران با معلم مبتلا با کانسر است که خوشبختانه آقای نعمتی این دیدار را خیلی مثبت ارزیابی کردند و اظهار نمودند که ایشان از روحیه بسیار بالایی برخوردار هستند و دلیل آنهم احساس حمایت روحی و معنوی از سوی موسسه آرزو و همکارانش می باشد. ایشان اظهار کرده اند که تماسهای تلفنی همکاران و اظهارات آنها تاثیر بسیار مثبت در روحیه وی داشته است. آقای نعمتی همچنین در خصوص نظر ایشان مبنی بر ادامه مداوا در شیراز اشاره کرده و اظهار کرده است که قبلا باید مدارک وی به شیراز فکس شود و تمهیدات لازم در نظر گرفته شود و در صورت نیاز می توان این کار را کرد و فعلا درمان وی در تهران بخوبی انجام می گیرد.در این جلسه که تعدای از فرهنگیان ارجمند که اخیرا به موسسه آرزو وارد شده اند نیز حضور داشتند. هدف بعدی جلسه معرفی آقای مهدی روشن چشم بعنوان رییس هیات بازرسان موسسه آرزو بود که ایشان نیز با قبول این مسئولیت اظهار کردند که بنده هر کاری که در راه خیر و صلاح افراد نیازمند و بیماران مبتلا به سرطان بوده باشد با جان و دل قبول می نمایم.

مجموع افراد شرکت کننده در جلسه پیشنهادات جامع و اساسی ارایه دادند که جلسه تا دو ساعت طول کشید و موارد یک به یک بررسی شدند. از جمله این پیشنهادات بصورت فهرست وار عبارت است از :

- هدف موسسه محدود به بیماران مبتلا به کانسر باشد.- از مسئولان ادارات و نهادها برای همکاری دعوت شود.- آموزش و پرورش و همکاران ارجمند بعنوان پشتیبانان اصلی موسسه در نظر گرفته شوند.- کمیته ها و بخش ها گسترش یابند.- بعد از افتتاح شماره حساب موسسه از افراد خیر و معلمان خواسته شود داوطلبانه بصورت ماهانه مبلغی واریز نمایند .- عبارت " حی علی خیرالعمل " در روی برخی از برگهای موسسه درج شود.- در عید فطر موضوع ارایه " صندوق " و " پاکتهای فطریه " در صورت آمادگی موسسه بررسی شود.- اطلاع رسانی هر چه بیشتر در خصوص جزییات کمک به معلمان مبتلا به کانسر انجام گیرد.- نظم و انضباط اداری موسسه آرزو حفظ شود.- بیلان کمکهای مردمی کمافی السابق در مغان ارس و نشریات محلی از جمله ندای مغان درج شود.

-------------------------------------------------------------------------

جلسه شوراي آموزش وپرورش شهرستان بيله سوار

جلسه شوراي آموزش وپرورش شهرستان بيله سوار به رياست فرماندار شهرستان بيله سوار و با حضور اعضا برگزار گرديد.آقاي فصيحي فرماندار شهرستان بيله سوار در اين جلسه با عنايت به نزديكي بازگشايي مدارس برلزوم ساماندهي نيروي انساني تعمير و تجهيز مدارس تاكيد كرده خواستار هماهنگي و همكاري ادارات ذيربط در سالتحصيلي جديد با آموزش و پرورش شهرستان شدند.

------------------------------------------------------

خبر ورزشی

تیم دختران ژیمناستیک کار  شهرستان پارس آباد برای اولین بار در مسابقات انتخابی استان صاحب مقام اولی شدند .

مسابقات  ژیمناستیک انتخابی استان با شرکت تمامی شهرستانهای استان در اردبیل در قالب 15تیم برگزار که در نتیجه تیم پارس آباد متشکل از خانمها پریا کدخدایی-زهرا داخواه و نگین قلعه حائز رتبه اول دراین دوره از مسابقات شدند ضمناً لازم بذکر است که از تاسیس هیئت ژیمناستیک استان از سال 1342 برای اولین بار این مسابقات برگزار می شد  .

*************************************************************************************

مسابقه کشتی آزاد و فرنگی در چهار رده سنی در تمامی وزنها بمناسبت میلاد دومین اختر تابناک امامت و ولایت امام حسن مجتبی (ع) بین کشتی گیران منتخب اردبیل و منتخب شهرستان پارس آباد در محل سالن فجر این شهرستان با حضور خیل علامندان این  رشته با شرکت 40نفر از کشتی کیران برگزارشد که در نتیجه تیم پارس آباد با نتیجه 64بر 24 حریف خود را مغلوب کرد .

نکته جالب توجه این دوره از مسابقات این بود که بابک محبی کشتی گیر فرنگی کار وزن 74 کیلوگرم حریف اردبیلی خود را ضربه فنی کرد این نشان آمادگی بابک محبی بود که علامندان کشتی شهرستان و استان را امیدوار کرد که قهرمان مسابقات بین المللی ایروان خود را به مربیان کشور ثابت کند .  

*************************************************************************************

مسابقات والیبال جام رمضان با شرکت 8تیم بصورت دوره ای در دو گروه چهار تیمی  با شرکت تیمهای از شهرستان بیله سوار بخش اصلاندوز وشش تیم از پارس آباد در سالن ورزشی تختی آغاز گردید .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 14:24  توسط ندای مغان  | 

۴۴

----------

مغانِ مسموم!

مهندس هـ . دادپور

كارشناس ارشد حشره‌شناسي

از ساليان دور سموم شيميايي براي حفظ محصولات كشاورزي از گزند آفات و بيماريها مورد استفاده بوده و كشاورزان جهت توليد محصول بيشتر از آن بهره مي‌برند. جلگه مغان نيز به دليل كشت انواع محصولات كشاورزي از اين قاعده مستثني نبوده و متأسفانه مصرف بي‌رويه اين مواد خطرناك با وجود اعمال سياستهاي بازدارنده- و مقطعي- دولت، كماكان ادامه دارد.

اغلب مردم از خطرات و عواقب كاربرد بي‌رويه سموم در محصولات كشاورزي بي‌خبرند كشاورزان كه در معرض بيشترين اثرات منفي آفتكش‌ها هستند با اين حال جزو اصلي‌ترين طرفداران استفاده از سم براي افزايش عملكرد زراعي خود مي‌باشند.

بسياري از  سموم شيميايي نقشي در حفظ محصول نداشته و كشاورزان از ترس خسارت اقدام به سمپاشي مي‌نمايند حال آنكه 80درصد سموم مورد ‌استفاده غيرضروري هستند و حتي مصرف آنها منجر به ظهور آفات جديد مي‌گردد (بارزترين مثال آن در منطقه مغان، ظهور كنه تارعنكبوتي در انواع محصولات زراعي است).

به گفته سازندگان سموم، در صورت استفاده درست از اين مواد، مشكلي ايجاد نمي‌شود اما اين گفته نادرست است چرا كه با رعايت كليه موارد ايمني، تنها يك درصد سم به هدف مي‌رسد و بقيه به راههاي مختلف وارد محيط زيست شده و صدمات شديد و جبران‌ناپذيري به انسان و موجودات زنده و محيط‌زيست وارد آورده و ‌توازن و پايداري اكوسيستم‌ را به هم مي‌زند.

در حال حاضر هر كشاورزي آزادانه به هر سمي دسترسي دارد و آنرا مي‌تواند در هر محلي و به هر مقداري استفاده نمايد و در برخي موارد براي حصول اطمينان از نتيجه، غلظت سم را گاه تا چندين برابر حد مجاز بالا مي‌برد. در بعضي از محصولات كشاورزي و بخصوص صيفي‌جات مانند خيار كه رشد سريع و پيوسته‌اي دارند گاه بلافاصله پس از سمپاشي، محصول جمع‌آوري و راهي بازار مي‌گردد و فاصله مُجاز بين زمان سمپاشي و برداشت محصول بدرستي رعايت نمي‌شود.

متأسفانه آمار و اطلاعات مربوط به پيآمدهاي مصرف آفتكش‌ها ناچيز است اگرچه آمار مسموميت حاد (مسموميت ناشي از مصرف مستقيم سم كه بلافاصله علايم سوء در بدن فرد مسموم ديده مي‌شود) قابل دسترسي است اما مهمتر از آن آمار و ارزيابي مسموميت مزمن (مسموميتي كه با گذشت زمان- ماهها و سالها- علايم و اثراتش بروز مي‌كند) بدليل ظهور اثرات تأخيري آفتكشها بسيار سخت‌تر است. افزايش: مرگ و مير، سرطانهاي مختلف، ناباروري، اختلالات توليد مثلي، اختلالات هوشي و يادگيري و حساسيت‌هاي پوستي مي‌تواند از جمله آثار مزمن استفاده از سموم باشد.

در منطقه مغان بخش‌هاي كشاورزي اعم از خصوصي يا دولتي كه همواره با استفاده از سموم و كودهاي شيميايي بدنبال توليد بيشتري هستند بايستي هزينه‌هاي سلامت افراد و محيط زيست منطقه را در درازمدت مدنظر داشته باشند و خود را ملزم به رعايت بعضي اخلاقيات در زمينه سلامت افراد منطقه بدانند.

علي‌الخصوص بايد به نقش پيشرو برخي شركتهاي فعال در منطقه اشاره كرد كه با بهره‌گيري از تكنولوژي‌هاي روز هميشه به عنوان الگويي مطمئن براي كشاورزان منطقه مطرح بوده‌اند و انتظار آن مي‌رود در تفكر و تصميم‌گيريهاي كلان بر استفاده از روشهاي غيرشيميايي و كم‌خطر تأكيد بيشتري داشته باشند همچنين در نحوه استفاده از آفتكشها تجديدنظر اساسي به عمل آورند.

اما نكته اساسي در اين است كه آفتكشهاي شيميايي نقش انكارناپذيري در كنترل برخي از آفات كشاورزي دارند و در صورت نياز بايستي در قالب مديريت مزرعه توسط كشاورزان بكار گرفته شوند. مهمترين كمك به كشاورزان، آموزش عملي آنها در مزرعه و در طول فصل زراعي است كه آفات و بيماريهاي مختلف با رشد گياه ظاهر شده و زارعين فرصت كافي براي يادگيري، شناسايي و تصميم‌گيري خواهند داشت كه در نهايت توان تصميم‌گيري در كشاورزان افزايش يافته و ميزان مصرف سموم و كود شيميايي به حداقل خواهد رسيد.

در حال حاضر بعضي از سازمانهاي دولتي و غيردولتي و سازمانهاي بين‌المللي براي حل معضل آفتكش‌ها همديگر همكاري مي‌كنند اما بدون كمك كشاورزان و مصرف‌كنندگان امكان موفقيت وجود نخواهد داشت. با اميد به تحقق امنيت و سلامت غذايي جامعه كه منجر به داشتن جامعه‌اي سالم و بانشاط خواهد شد.

-----------------------------------------------------------------------

حاشيه نشيني(قسمت دوم)

مهندس محمد حسين نوري/كارشناس ارشد برنامه ريزي شهري

 _منبع و مركز انحرافات و كجرويهاي اجتماعي : حاشيه نشيني مساله و عارضه اي شهري است و منشاء عمده بزهكاري و جرم مي باشد.
آسيب‌هاي اجتماعي، سهم بالايي از وقوع جرم و جرائم در کشور به حاشيه نشينان اختصاصي يافته است، به دليل عدم تطابق هنجاري و نائل نشدن به يک شناخت اجتماعي social cognition حاشيه نشنيان و همچنين سطح نازل معيشت اقتصادي اين طبقه اجتماعي، social class يک نوع انحرافات نهادينه شده در کنش آنها به چشم مي‌خورد، قاچاق مواد مخدر وجنايت‌هاي مبتني بر هيچ انگاري ارزش‌هاي اجتماعي از موارد قابل ذکر هستند.
فقر و ناتواني يا عدم تمايل بازار رسمي اقتصاد شهر ، به جذب حاشيه نشينان ، آنان را به بازار فعاليتهاي غير رسمي مي كشاند . بازاري كه بخشي از محصولات آن در زمره امور ممنوع و بزهكارانه مثل مواد مخدر ، دزدي ، فحشاء هستند . كمبود يا فقدان مراكز تامين خدمات امنيتي و انضباطي مانند پاسگاه ها و كلانتري ها در اين مناطق آنها را تبدل به مراكز امن و خالي از نظارت براي افراد و گروههايي كرده است كه به شيوه هاي بزهكارانه ارتزاق مي نمايند .
_
آشوب هاي اجتماعي: حاشيه نشيني جايگاهي در امنيت ملي نيز دارد بخصوص در جهاني كه قسمت اعظم سركردگان آن حامي ما نيستند و ما براي آنها وصله ناجور محسوب مي شويم. افراد سنين جوان با توجه به احساس محروميت نسبي و عدم توانايي ارضاي نيازهاي خود به صورت بالقوه به ناراضي هايي تبديل مي شوند كه ممكن است با وقوع هر حادثه اي يا با سازماندهي شدن به وسيله اراذل و اوباش ،به برهم زدن امنيت عمومي و اخلال دست بزنند. اين مسئله محدود به ايران نيست و حتي شورش هاي فرانسه در سال 2005 و 2007 نيز به نوعي متاثر از اين مسئله بود.

بعلاوه بسياري از کساني که جزو بيکاران به شمار نمي آيند، کاري که براي بدست آوردن روزي انجام ميدهند با حداقل انتظارات برحقشان متناسب نيست.

_ مسكن غير قابل اطمينان در قبال حوادث طبيعي: بسياري از افراد در اين مناطق، خانه سازي بر اساس اصول استاندارد ندارند و لذا اكثر اين خانه ها در قبال حوادث طبيعي مانند زلزله و توفان هيچ مصونيتي ايجاد نمي كنند. خانه هاي اين مناطق با مواد و مصالح كم دوام و برخي جاها زاغه نشيني است.  همچنين ساخت وساز درابعاد كوچك و غيراستاندارد.

_ ‏راهكارهايي براي مديريت شهري
1. 
نظارت بيشتر دستگاه قضايي بر فعل و انفعالات درون شهري و برون شهري براي كنترل بي نظمي هاي اجتماعي و تصرف اراضي
2. 
يك راهبرد بلند مدت مي تواند ايجاد محدوديت در ادامه روند حاشيه نشيني از طريق جلوگيري از ورود تازه واردان از طريق راه حل‏هاي قانوني (مانند: وضع مقررات و قوانين) و يا راه حل‏هاي کالبدي (مانند: نوار سبز) و يا راه حل‏هاي نظارتي (در ارتباط با زمين‏هاي وسيع بلاصاحب و يا حريم رودخانه‏ها و يا دامنه‏هاي ارتفاعات)، مسدود گردد.

--------------------------------------------------------

كشاورزي و دامپروري مغان ضرورتها و چشم‌اندازها

پتانسيل كشاورزي و دامپروري مغان در كنار ديگر جاذبه‌ها و پتانسيل‌هاي استراتژيك و ارزشمند آن همواره فاكتور تاثيرگذار و تعيين كننده اي در جغرافياي اجتماعي آن بوده است. برخورداري از چنين عنصري باعث شده است در طول ساليان گذشته، مغان مقصد بخش قابل توجهي از مهاجرتها و سرمايه‌گذاريها باشد كه منجر به تغييرات انكارناپذيزي در سيما، تركيب جمعيتي، خصوصيات مردم شناختي و جامعه شناختي آن شده است كه پيامدهاي مثبت ومنفي فرهنگي و اجتماعي متعددي را به دنبال داشته است. وجود آب و هوايي معتدل، خاك حاصلخيز، منابع ارزشمند آبي، موقعيت استرانژيك سياسي – اجتماعي، گذشته تاثيرگذار تاريخي و مردمان سخت‌كوش و ساعي از جمله عواملي هستند كه مغان را در برخورداري از اين پتانسيل و جاذبه ارزشمند ياري نموده است و عنوان مغان زر خيز را زيبنده آن نموده است. ايجاد اولين تاسيسات صنعتي، كشاورزي، دامپروري و شهري در فرم مدرن و امروزي آن در مغان ارتباط مستقيم و غيرقابل انكاري با اين پتانسيل و منابع غني آن داشته است كه خاطره تاريخي پدران و مادران ما گواه محكمي بر اين ادعاست. تاثيرات مستقيم و غير مستقيم شركتها و مراكز فعال در اين حوزه بر اقتصاد و زندگي مردم اين منطقه در طول نيم قرن اخير حقيقت انكارناپذيري است كه همواره با شادكامي‌ها و ناهنجاريهاي متعددي همراه بوده است. تغييرات تند اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در طول نيم قرن اخير و حركت سريع بسوي مدرنيسم، تاثيرات تلخ وشيريني بر روي جامعه سنتي و بسته منطقه داشته است كه جا دارد انديشمندان دلسوز و نخبگان جامعه‌شناسي، روانشناسي و مردم‌شناسي به بررسي و تحليل موضوعي و علمي آن بپردازند و از اين كنكاش علمي توشه ارزشمندي براي توسعه متوازن و پايدار منطقه به ارمغان آورند. حقيقت تلخ رشد قارچ‌گونه پديده واسطه‌گري و تاثيرگذاريهاي ‌منفعت‌طلبانه آن بر روي مراكز تصميم‌گيري و توليدي و جوامع روستايي كه اصلي‌ترين فعالان اين حوزه را در خود جاي داده است زنگ خطري براي آينده صنعت، كشاورزي و دامپروري مغان به صدا در آورده است. آنچه واقعيت تلخ امروز جامعه صنعتي، كشاورزي و دامپروري مغان است چونان ملعبه اي به بازي گرفته شدن جواني، سلامتي، سرنوشت، عرق جبين و حاصل دسترنج كشاورزان و دامپروران منطقه در دست دلالان و واسطه گران است كه هر از چند گاهي موجب پيامدهاي تلخ سياسي – اجتماعي نيز مي‌شود.تصدي‌گري كلان دولتي و فعاليت خرده مالكي بخش عظيم كشاورزان در طول ساليان گذشته از ديگر موانع رشد وشكوفايي اين حوزه بشمار مي‌رود كه با واقعيتهاي امروزي منطقه به لحاظ رشد علمي و تكنولوژي و ضرورتهاي حال و آينده منطقه و كشور همخواني ندارد و ضرورت تغيير در استراتژيها و نگرشها را مي‌طلبد. مجموعه اين عوامل در كنار برخي عوامل تاثير گذار ديگر باعث شده است تا اصلي‌ترين فعالان اين حوزه از ابزار هاي تاثيرگذار در تصميم‌گيري‌ها و اصلاح كاستي‌ها محروم شده و همواره به عنوان تابعي از متغييرهاي غير قابل كنترل توسط خود عمل نمايند. تغييرات سياسي – اجتماعي كشور، اجرايي شدن سياستهاي اصل 44 قانون اساسي، اراده دولت بر كوچك‌سازي خود و بومي‌سازي خدمات عمومي و اقتصاد و صنعت، رشد قابل توجه اما اندك بنگاه‌هاي كوچك و زود بازده صنعتي و اقتصادي و تحولات جامعه شناختي مردم منطقه در طول سالهاي اخير در كنار هم چشم‌انداز روشني را در پيشروي اين حوزه و منطقه قرار داده و زمينه‌هاي اميدوار كننده‌اي از تحول و تغيير را در دل دلسوزان منطقه ايجاد كرده است و اين تلاش و اراده تمامي مسئولان و مردم را براي شكوفايي مي‌طلبد. اما آنچه در اين ميان مي‌تواند در پيمودن ايمن‌تر مسير و دستابي كم هزينه‌تر به مقصود ما را ياري دهد و به عنوان ضامن توسعه متوازن و پايدار ايفاي نقش نمايد، فعال شدن اتحاديه‌ها و سنديكاهاي كشاورزي و كارگري و غير دولتي متشكل از فعالان بومي منطقه است تا جاي واسطه‌گران و دلالان را در تصميم گيريها بگيرند و با انتقال كاناليزه و قانوني نگرانيها و دلمشغوليهاي فعالين كلان وخرد اين حوزه به لايه هاي بالاي اجتماع و مسئولان دولتي از يك طرف و از طرف ديگر با هماهنگ كردن و آموزش فعالين اين حوزه و توده، متناسب با ضرورتهاي زمان در افزايش بهره‌وري و اصلاح الگوي مصرف گام بردارند. گسترش صنايع تبديلي و مراكز توليد ارزش افزوده محصولات كشاورزي و دامپروري از ديگر ضرورتهاي امروز منطقه مي‌باشد. به عنوان يك طرح عملي براي ايجاد رونق و شكوفايي در حوزه كشاورزي و دامپروري صنعتي و همچنين مهار و كنترل موضع بيكار فزاينده در منطقه، دولت مي‌تواند با اخذ تصميمهاي عملياتي و لازم، زمينهاي وسيع باير و لم‌يزرع حاشيه شهرها و جاده هاي منطقه مغان را به شرط آباداني بصورت اجاره‌‌ي طويل‌المدت در اختيار علاقمندان قرار دهد تا گام ارزشمند و تاثيرگذاري در عمران و توسعه منطقه برداشته شود..

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 14:20  توسط ندای مغان  | 

۴۳

-----

ابهام مفاهیم چپ و راست در احزاب سیاسی

در ایران به محض تشکیل نخستین احزاب سیاسی در جریان انقلاب مشروطیت مفاهیم چپ یا راست مورد استفاده قرار می گیرد این در حالی است که مفهوم چپ یا راست،مفاهیمی نسبی و محدود به زمان و مکان خاص غربی شکل می گیرد.امروزه نیز ما شاهد استفاده از این مفاهیم در فضای سیاسی موجود در ایران هستیم و شاید بتوان چنین ادعا کرد که تعداد کثیری از افراد که وارد فضای سیاسی ایران می شوند خود را چپی یا راستی می نامند از چگونگی شکل گیری ریشه های احزاب چپ و راست و معانی تئوریکی آن اطلاع دقیقی ندارند این مسئله باعث می شود که ما در کاربرد این مفاهیم،مثل دیگر مفاهیم علوم انسانی که بصورت نامشخص که حتی در محافل علمی ما کاربرد دارند غیر دقیق عمل کنیم و بصورت بی هنجار و نامنظم آنها را بکار ببریم.

 برای فهم بهتر این دو مفاهیم بسیار رایج در جوامع مختلف لازم است نگاهی اجمالی به تاریخ شکل گیری مفاهیم چپ و راست در احزاب سیاسی داشته باشیم . تاریخچه استفاده از این مفاهیم برای توصیف جناح های سیاسی به حوادث بعد از انقلاب فرانسه برمی گردد.پس از پیروزی انقلاب فرانسه،در پارلمان این کشور بحثی جدی در خصوص میزان اختیارات پادشاه در مقابل پارلمان در گرفت.در تاریخ 11 سپتامبر 1789 عملا نمایندگان به دو بخش تقسیم شدند.بخشی که خواهان حق وتوی پادشاه در مقابل مجلس بودند و بر این عقیده بودند که شاه می تواند کلیه قوانین مصوبه مجلس را وتو نماید. در مقابل بخش دیگری از نمایندگان از رژیم پادشاهی مشروطه جانبداری می کردند و خواهان حداقل اختیارات برای پادشاه بودند.به طور کاملا اتفاقی و تصادفی،طرفداران حق وتوی پادشاه در سمت راست رئیس مجلس نشستند و طرفداران پادشاهی مشروطه در سمت چپ رئیس جای گرفتند.بدین ترتیب در محاورات این دو گروه نمایندگاه به نام محل نشستشان نامیده شدند.بدین ترتیب مفهوم چپ و راست وارد ادبیات سیاسی فرانسه شد.باتوجه موقعیت خاص فرانسه بعد از انقلاب و با توجه به اینکه فرانسه مرکز توجه بسیاری از روشنفکران و قلم به دستان بود،این اصطلاح به سرعت از مرزهای فرانسه عبور کرد و در بسیاری از کشورهای مورد استفاده قرار گرفت.

 

    در ابتدا چپ و راست بیانگر نوعی تقابل میان دو جناح بود که بر سر ساختار و نوع نظام با یکدیگر اختلاف حقوقی داشتند.با گذشت زمان چپ و راست دارای ابعاد مختلف سیاسی،فرهنگی،اقتصادی و حتی اجتماعی گردید.بتدریج علاوه بر نوع حکومت مسائل اقتصادی نیز در مفهوم چپ و راست وارد شد جناح چپ،خواهان مداخله دولت در صحنه اقتصادی بود و براین عقیده بود که دولتها می بایست برای ایجاد شانس برابر در صحنه اقتصادی مداخله نمایند و به حمایت از اقشار ضعیف و کم در آمد بپردازند.در حالیکه جناح راست بر این عقیده بود که دولت حق مداخله در صحنه اقتصادی را ندارند و می بایست دخالت دولت را به حداقل کاهش داد.بدین ترتیب جناح راست خواستار خصوصی شدن بخش های مختلف اقتصاد است در که جناح چپ خواهان ملی کردن صنایع مهم و اساسی کشور بود.بنابراین برخی جناح راست را از نظر اقتصادی لیبرال نامیده اند.

به تدریج،علاوه بر اختلاف نظر در مسائل اقتصادی نوعی اختلاف فرهنگی نیز به مفاهیم چپ و راست افزوده شد.جناح چپ در اروپا از آزادی های فردی و سیاسی و مذهبی دفاع می کرد در حالیکه جناح راست بیشتر بر ارزشهای مذهبی و سنتی اخلاق و خانواده تاکید می ورزید.به عبارت دیگر جناح راست از نظر اقتصادی از نوعی لیبرالیسم طرفداری می کرد در صورتی که جناح چپ از نظر فرهنگی حامی لیبرالیسم بود بدین ترتیب لیبرالیسم فرهنگی و اقتصادی از دیگر محورهای چالش میان چپ و راست در آمد.

با دقت به این مسائل مشخص می شود که مفاهیم چپ و راست در طول زمان دستخوش تحول شده است و معانی متفاوتی به خود گرفته است.

 

از لحاظ تئوریکی برای نخستین بار موریس دوورژه مفهوم چپ و راست را مبنای تقسیم بندی احزاب سیاسی قرار داد.دوورژه بر این عقیده بود که در قلمرو سیاسی فقط دو گرایش چپ و راست وجود دارد و گرایش های میانه یا وسط وجود خارجی ندارد.چرا که آنها که در میانه هستند خود به دو بخش میانه چپ و میانه راست تقسیم  می شوند.دوورژه معتقد است ممکن است احزاب سیاسی وسط وجود داشته باشد ولی یا به سمت جناح راست و یا به سمت جناح چپ تمایل پیدا می کنند. گرایش سیاسی میانه از نظر دوورژه قابل تصور نیست. وی برای اثبات مدعای خود تاریخ را به شهادت می گیرد و نشان می دهد که در طول تاریخ مبارزات سیاسی،درگیری و اختلاف تنها بین دو گروه در جریان بوده است.به عنوان مثال محافظه کاران در مقابل لیبرال ها،کاتولیک ها در مقابل پرتستانها ،بورژواها در مقابل سوسیالیست ها و ... صف آرایی نموده اند دوورژه به این نتیجه می رسد که تضاد میان دو جریان سیاسی و مذهبی ،اجتماعی و اقتصادی موجب خواهد شد تا افکار عمومی به دو بخش مخالف و متضاد هم تقسیم شود و نتیجه طبیعی این دوئالیسم نظام دو حزبی خواهد بود.

 

نظریات دوورژه مورد پذیرش عده کثیری از دانشمندان سیاسی قرار گرفت و بر مبنای این نظریه تقسیم بندی های جدیدی صورت گرفت اما با کمی دقت در الگوی دوورژه مشخص می شود که دوئالیسم مورد نظر موریس دوورژه مبتنی بر واقعیت های سیاسی غرب می باشد و به خوبی می تواند سنت شکل گرفته در این جوامع را توضیح دهد.این نظریه به خوبی میتواند مبنای تقسیم بندی احزاب سیاسی در کشور فرانسه باشد اما آنچه مورد تردید است تعمیم این گونه شناسی به جوامع دیگر بویژه جوامع غیر غربی است.ابهام موجود در مفهوم چپ و راست و نسبی بودن آن در زمانها و مکانهای مختلف باعث سستی و غیر قابل اطمینان بودن این مفاهیم شده است.بطوریکه همین مسئله باعث شده است که در جوامع غیر غربی مثل ایران این مفاهیم به آسانی مورد استفاده قرار گیرد،بدون آنکه معنی و مفهوم ثابتی از آن مد نظر باشد.مفهوم چپ و راست که برخاسته از حوادث تاریخی کشور فرانسه است فاقد تعریف ثابت و حدود و ثغور مشخص است بنابراین استفاده از این مفاهیم در فضای سیاسی ایران و یا کلا کشورهای غیرغربی چون ایران مسائل و مشکلات زیادی را در جهت شناخت گرایش های سیاسی برای طرفداران بوجود می آورد و می توان گفت که ابهام اساسی ایجاد میکند که بر خلاف اصول حاکم بر احزاب یا ساختارمندی مناسب سیاسی است.این مسئله باعث می شود بسیاری از جوانان،دانشجویان وطرفداران بدون درک معناها و کسب آگاهی لازم نتوانند تحلیل کنند که به کدام سو در حرکت هستند؟ و چه اندیشه ها و مسلک های سیاسی را حمایت و پیروی می کنند؟

-------------------------------------------------------

توسط دکتر احمد قندهاری جراح و متخصص مغز و اعصاب
مرد 54 ساله بیله سواری بدنبال سقوط از بلندی در پارس آباد تحت عمل جراحی نخاع قرار گرفت ...
 

حادثه روز جمعه اتفاق افتاد. مردی 54 ساله که در پشت بام مشغول کار با بیل و کلنگ بود در اثر ریزش دیوار در زیر آوار قرار گرفت و دچار شکستگی مهره کمری شد و از ناحیه نخاع شدیدا آسیب دید . شدت حادثه طوری بود که مرد مصدوم قادر به حرکت دادن اندام تحتانی نبود. با گزارش اورژانس بیله سوار بیمار بلافاصله به بیمارستان امام پارس آباد اعزام شد و دکتر احمد قندهاری جراح و متخصص مغز و اعصاب و ستون فقرات مسئولیت عمل جراحی را در حالی بعهده گرفت که اگر بیمار مجبور بود به اردبیل اعزام شود سلامت خود را برای همیشه از ناحیه کمر و نخاع از دست میداد.

دکتر احمد قندهاری  به تشریح جزییات این عمل پنج ساعته پرداخت . وی گفت : " بیمار مردی 54 ساله بود که دچار شکستگی مهره کمری و آسیب شدید نخاع شده بود و قادر به حرکت اندام تحتانی نبود.مصدوم تحت جراحی ترمیم پارگی نخاع قرار گفت و همچنین مهره های بالا و پایین شکسته شده بودند و با پیچ بهم متصل شدند که از آخرین متدهای عمل جراحی از این نوع استفاده گردید. جراحی  پنج ساعت بطول کشید. "

دکتر احمد قندهاری گفت : " برای این عمل جراحی وسایل مورد نیاز از تهران تهیه شد که با وجود هواپیما این امر زودتر میسر گردید و اهمیت وجود پروازهای هوایی در پارس آباد نیز در این مورد قابل توجه است. وسایل لازم توسط یکی از تکنیسینهای خانم از یکی از شرکتهای خصوصی  از تهران به مقصد پارس آباد ارسال شد. ما بلافاصله  دست به کارشدیم و کارهای تکمیلی روی بیمار را انجام دادیم. "

در گفتگویی که با تکنیسین اعزامی از تهران داشتیم چنین اظهار کرد که این نوع اعمال جراحی در تهران توسط دو پزشک جراح انجام می گیرد. تبحر و ظرافت کاری دکتر قندهاری بر کسی پوشیده نیست و ایشان به تنهایی این جراحی مهم را انجام دادند.

تکنیسین مزبور امکانات موجود در اتاق عمل مربوط به مغز و اعصاب و ستون فقرات در بیمارستان پارس آباد را در حد بیمارستانهای درجه یک تهران دانست. ایشان اشاره به دستگاه C.ARM می نماید که کار مانیتورینگ بیمار برای کار گذاشتن پیچ بطور صحیح در اندام مهره ها را بعهده دارد و به پزشک کمک می کند تا خطایی در کار صورت نگیرد .

دکتر احمد قندهاری جراح و متخصص مغز و اعصاب در باره تجویز آمپول " متیل پردنیزولون " به بیمار فوق می گوید :"  معمولا در بیماران که دچار آسیب نخاعی شدید می شوند در ساعات اول حادثه یعنی در شش ساعت اول حادثه این آمپول باید تزریق شود که وقتی بیمار از بیله سوار به پارس آباد اعزام می شد پیش بینی لازم شده بود و به محض رسیدن بیمار بلافاصله عمل تزریق انجام گرفت. "

لازم به ذکر است در ساعات آخر شب در تماسی که با دکتر قندهاری داشتیم اظهار داشت بیمار فوق از بهبودی لازم  و توانایی حرکت دادن انگشتان و پاهای خود برخوردار می باشد. نجات این مرد 54 ساله بیله سواری در پارس آباد مغان به چند عامل بستگی داشته است. قبل از هرچیز توجه و کمک خداوند مهربان را نباید از یاد برد. در مرحله بعدی که به احساس مسئولیت انسانها بعنوان مخلوقات و ابزار لازم برای عملی کردن اراده خداوند برمی گردد اعزام سریع بیمار از بیله سوار ، تشخیص بموقع و جراحی دقیق دکتر قندهاری از یکطرف و از سویی دیگر وجود امکاناتی نظیر پرواز هواپیما که در رساندن امکانات و وسایل لازم مثمر ثمر بود.

یک موضوع دیگر اینکه آمپولهایی نظیر " متیل پردنیزولون " که در چنین مواردی نقش حیاتی دارند باید قبلا در بیمارستان موجود باشد. شاید بتوان از موسسات و انجمن ها و نهادهای مردمی انتظار داشت در کنار حمایتهای شبکه بهداشت در پارس آباد اقدام به وارد کردن این آمپولها و ابزار لازم بکنند و داروخانه ها نیز می توانند نقش مهمی ایفاء کنند تا خدای ناکرده در تصادفات و حوادث مختلف نظیر این بیمار بیله سواری نگران وجود یا عدم وجود پرواز در فرودگاه پارس آباد نباشیم. شاید نفر بعدی که نیاز به چنین وسایلی داشته باشد از شانس وجود پرواز به دلیل بدی آب و هوا و غیره برخوردار نباشد و شاید این شخص خود شما باشید !

 ----------------------------------------------------------------

امكان قبول برابري حقوق زن و مرد با سه وزير پيشنهادي زن

در چند شماره گذشته هفته نامه نداي مغان در راستاي تبيين فلسفه برابري ارزش و اعتبار شهادت زنان و مردان بحثهاي مختصري را مطرح كرديم و اكنون معرفي سه زن براي تصدي پستهاي حساسي چون وزارت مزيد بر علت شد تا دوباره مطالبي را در اين خصوص مطرح نمائيم.

در متون حقوقي ما، زن و مرد از تفاوتهاي مهمي از قبيل ميزان ديه، ارث و ميراث، شهادت و قضاوت در محاكم قضايي برخوردارند بطوريكه ارث و ميراث و ديه زنان نصف مردان و شهادت زنان جز در موارد استثنايي آنهم با ارزش نصف شهادت و به انضمام مردان به همراه قضاوت در متون حقوقي ما پذيرفته نشده است. اين تفاوتها با وجود اينكه از ديدگاه اسلام و قرآن تبعيض نبوده بلكه با رعايت و در نظر گرفتن وضعيت روحي و رواني، جسماني و دلايل زيستي، اجتماعي و فرهنگي و سياسي نوعي رفع تكليف براي زنان است-چرا كه با وجود تمامي تفاوتها، زن و مرد از حقوق و تكاليف متفاوت ولي در كل برابري برخوردارند- با اين وجود بحثهاي زيادي  در رابطه با اين موضوع در موازين فقهي و حقوقي ما وجود دارد و بسياري از علما، حقوقدانان، كمپين‌هاي مختلف بخصوص مدعيان حقوق بشر و رفع تبعيض عليه زنان معتقدند اين تفاوتها نوعي تبعيض بوده و با شركت و گسترش فعاليتهاي اجتماعي، اقتصادي، علمي، فرهنگي و سياسي زنان در جوامع امروزي، ديگر نمي‌توان اين نوع تفاوتها را به صرف عدم درگيري زنان در ميائل فوق قبول كرد. حال اين مسئله با معرفي سه زن براي تصدي پستهاي حساسي چون وزارت بهداشت و درمان، كه با جان و روح و روان انسانها در ارتباط است و دقت و هوشياري و تخصص خاصي را در مديريت مي‌طلبد، نمود بيشتري پيدا مي‌كند. چرا كه ديگر هيچ يك از دلايل مطروحه فوق يعني عدم درگيري يا درگيري كمتر زنان در مسائل اجتماعي، اقتصادي، علمي، فرهنگي و سياسي كه قبلاً مطرح مي‌شد، براي مردم بخصوص براي زنان تحصيلكرده و شاغل در مشاغل بسيار حساسي مثل وزارت و نمايندگي مجلس كه با رأي مساوي و دوشادوش مردان در امر بسيار مهمي چون قانونگذاري و نظارت بر حسن اجراي قوانين، فهاليت چشمگيري دارند قابل قبول نيست.

حال بايد منتظر ماند و مشاهده كرد كه آيا نمايندگان و منتخبان ملت به اين پيشنهاد ميمون و مبارك رياست محترم جمهور در دولت دهم كه يك ابتكار از بدو انقلاب شكوهمند اسلامي است و به نظر مي‌رسد سر آغاز جديدي در تحولات سياسي در منطقه و جهان باشد، اعتماد خواهند كرد يا نه؟ و آيا با اعتماد وكلاي ملت به پيشنهاد رئيس جمهور محترم، سرآغاز جديدي در تحولات قانوني، نسبت به برابري زنان و مردان در مورد اعتبار شهادت و قضاوت زنان با مردان كه نمونه بارزي از آن جمله پرداخت برابر ديه زن و مرد توسط شركتهاي بيمه در سال 87 ديديم البته با رعايت موازين فقهي و شرعي در محاكم قضايي خواهد بود؟ اين مسئله علاوه بردست‌آوردهاي داخلي، طبيعي است كه تمامي بهانه‌هاي مدعيان به اصطلاح حقوق بشر و رفع تبعيض عليه زنان كه با بهانه‌هاي مختلف از جمله موارد فوق هر از چندگاهي هياهو مي‌كنند را منتفي خواهد كرد بنابراين بايد منتظر ماند و ديد كه چه مسائلي پيش خواهد آمد.

 ----------------------------------------------------------------

حاشیه نشینی

تا 50 سال پیش وقتی در ایران سخن از فقر به میان می‌آمد بیشتر فقر روستایی در ذهن تداعی می‌شد تا فقر شهری. اما به مرور زمان با مهاجرتهای گسترده روستائیان به شهرها و بالاخص کلان شهرها ، به نوعی این فقر به شهرها منتقل شد. این مهاجرین نه دارای تخصصی بودند و نه امکانات مالی لازم برای زندگی مطلوب در شهرها را داشتند و در جستجوی کار به شهرها هجوم آوردند. طبیعی است که اینگونه افراد به سختی جذب نظام اقتصادی شهر می شوند . اکثر آنها به شغل های کاذب روی می آورند. پدیده حاشیه نشینی نتیجه منطقی مهاجرت اینگونه افراد به شهرهاست. البته این مسئله مختص کشورهای توسعه نیافته نیست . در آمریکا حدود 35 میلیون نفر فقیر وجود دارد که بیشتر آنان آلونک نشین هستند وضعیت ایران در بین کشورهای در حال توسعه بالنسبه بهتر است . اما این به معنای بی توجهی به معضل حاشیه نشینی نیست. بر اساس گزارش سازمان ملل ، حاشیه نشینی چالش اصلی هزاره سوم خواهد بود . حاشیه نشینان اغلب مهاجران روستایی هستند که از روستا به شهر روی می آورند و خصوصیات اجنماعی و فرهنگی روستا را به شهر می اورند. خصوصیاتی که با ویژگیهای جامعوی social شهر هیچ سنخیتی ندارد. وجود محلات حاشیه نشین در سطح شهر پارس آباد ( که شهر چنادن بزرگی محسوب نمی شود) در خور توجه و تامل است. چرا که این پدیده در شهر ما علاوه بر اثرات عینی و قابل مشاهده بطور مستقیم یا غیر مستقیم موجبات پیدایش عواقب و پیامدهای نامطلوب بیشماری است که یا شکل گرفته اند یا با ادامه روند فعلی شاهد بروز این معضلات درآینده خواهیم بود . از جمله این پیامدها سیمای نامطلوب شهر ، رواج مشاغل کاذب و غیر رسمی، پایین بودن سطح بهداشت عمومی و سلامتی و در امد ناکافی ، تراکم جمعیت، فقدان یا کمبود امکانات آموزشی و رفاهی ، اعتیاد و ... است. اما این سکونتگاههای غیر رسمی علاوه بر اثرات سوء اجتماعی ذکر شده ، مدیریت شهری را دچار مشکل می کنند و ساکنین این محلات امکانات و تسهیلات شهری را جزء مطالبات قانونی خود محسوب می نمایند بدون اینکه پروانه ساختمانی و مجوزهای لازم را از شهرداری و نهادهای ذی ربط اخذ نمایند، اقدام به ساخت و سازهای غیر مجاز می نمایند و شهرداری را در ارائه خدمات به این محلات دچار مشکل می نمایند.در مقابل عدم نظارت جدي شهرداري،وحتي بعضا اغماض از اين گونه ساخت وسازها ،كنترل اين پديده را از كف مسئولين ذيربط خارج مي سازدو با ادامه اين روند شائبه نوعي مشروعيت غير رسمي اين گونه ساخت وسازها در بين مهاجرين رواج خواهد يافت. ادامه دارد....

مهندس محمد حسين نوري

كارشناس ارشد برنامه‌ريزي شهري

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 14:14  توسط ندای مغان  | 

شماره۴۲

------

مشكلات محله بيوكخانلو و بي تفاوتي مسئولين نسبت به آن

بهرام قهرماني

نزدیک به ده سال از زمان معرفی بیوکخانلو به عنوان یکی از محله های پارس آباد می گذرد و چون مقرر بود طرحها و امکانات شهری در آن پیاده شود ، تمامی طرحها و امکانات روستائی از آن سلب شد .

متاسفانه نه تنها وضعیت محله بهتر نشد بلکه از روستاهای همجوارنیز عقب ماند.

با گذری در داخل محله به راحتی می توان وضعیت بغرنج آن را مشاهده کرد. تعداد کثیری از اهالی به میل و اراده  خویش طرح عقب نشینی  را اجرا کردند و تعداد انگشت شماری بدلیل نداشتن هیچ گونه امکانات مالی توان عقب نشینی ندارند و مسئولین امر مساعدتهای لازم را معمول نمی دارند. و هیچ امکاناتی در اختیار این عده قرار نمی دهند و تمامی طرحها از فبیل خیابانکشی ،آسفالت ، جوب کشی، فاضلاب و غیره به کندی اجرا و حتی در حال توقف می باشد.

اخیرا بدلیل کشت بی رویه برنج در منطقه و بارش نزولات آسمانی سطح آبهای زیر زمینی در محله به شدت بالا آمده و موجبات تخریب و فرسایش ساختمانها و از بین رفتن زمینهای کشاورزی را فراهم نموده است  و این اهالی را نگران کرده و مراجعات مکرر به ادارات دولتی  را باعث شده است ولی در مقابل بی تفاوتی مسئولین  در رابطه با زهکشی فوری محله، مشکلات موجود را دوچندان نموده است . تداوم این مسئله می‌تواند حوادث تلخی را درآینده فراهم کند که لزوم حساسیت مسئولین را می طلبد.

از دیگر مشکلات این محله می توان به نبود امکانات ورزشی برای نوجوانان وجوانان، کمبود سهمیه آرد تنها نانوائی محله که موجب سهمیه بندی نان در محله شده است و این سهمیه‌های اختصاص یافته کفاف اهالی کشاورز محله را دراین روزهای کشت و کار نمیكند. نبود مدرسه راهنمایی در محله برای دانش آموزان پسر که مجبور به رفتن به روستای همسایه هستند. جمع آوری یک روز در میان زباله های خانگی در این روزهای گرم تابستان و ... مزید بر نارضایتی اهالی از روند کنونی امور شده است. کمبود و سرویس نا مناسب ميني‌بوسهاي خط شهري محله از ديگر مشكلات اهالي مي‌باشد.

 -----------------------------------------------------------------------------

نماينده مردم پارس‌آباد و بيله‌سوار در مجلس:

حمايت از سرمايه‌گذاري بخش خصوصي بايد عملي شود

خبرگزاري فارس: نماينده مردم پارس‌آباد و بيله‌سوار در مجلس گفت: حمايت از سرمايه‌گذاري بخش خصوصي نه تنها در لفظ بلكه بايد در عمل نمود پيدا كند.

به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، وكيل سپه پيش از ظهر امروز در جلسه بررسي سرمايه‌گذاري و توسعه پارس‌آباد با تاكيد بر حمايت از سرمايه‌گذاران براي عمران و آباداني بيشتر منطقه افزود: سرمايه‌گذاران با ديدن مشوق‌ها و زيرساخت‌هاي لازم رغبت بيشتري به انجام سرمايه‌گذاري پيدا مي‌كنند در حالي كه اگر اين اتفاق نيفتد و سرمايه‌گذار منفعتي را در سرمايه‌گذاري خود مشاهده نكند به هيچ وجه تمايل به اين كار نخواهد داشت.

وي با بيان اينكه حل معضل بيكاري و توسعه جهشي منطقه نيازمند سرمايه‌گذاري‌هاي بخش خصوصي است گفت: بايد در يك نگاه واقع‌بينانه موانع و راهكارهاي جذب و جلب سرمايه‌گذاري را بررسي كنيم و با برطرف كردن عيوب كار اين فرصت را به بخش خصوصي بدهيم تا با فراغ بال بيشتر وارد اين ميدان شوند.

سپه با برشمردن ظرفيت‌ها و پتانسيل شهرستان پارس‌آباد در بخش‌هاي كشاورزي و صنعتي اظهار داشت: وجود دو شركت كشت و صنعت مغان و پارس، اراضي مستعد، دامپروري پيشرفته و نيز ايجاد شهرك‌هاي صنعتي بايد زمينه‌ساز توسعه اين منطقه و جذب سرمايه‌گذاران بخش خصوصي باشد.

عضو كميسيون كشاورزي مجلس با اشاره به خروج خام محصولات كشاورزي از منطقه گفت: جاي تاسف است كه محصولات زارعي و باغي منطقه با مطلوب‌ترين شكل بدون فراوري و تبديل به صنايع وابسته از استان اردبيل خارج مي‌شود، كه در اين زمينه به يك برنامه‌ريزي منسجم و ايجاد كارخانه‌هاي متعدد فراوري از سوي بخش خصوصي نياز داريم.

وي خاطرنشان كرد: در صورتي كه موفق به جذب سرمايه‌گذاران منطقه‌‌اي و كشوري براي رونق اقتصاد و صنعت در پارس‌آباد شويم در آن صورت مي‌توانيم افق روشني از توسعه استان اردبيل را ترسيم كنيم.

در اين جلسه مدير امور شعب بانك ملي استان از توسعه بانك الكترونيكي و تشكيل كميته مطالبات شهرستاني در پارس‌آباد خبر داد.

اصلان كريمي افزود: بانك ملي با اعطاي تسهيلات و وام‌هاي بلندمدت براي سرمايه‌گذاران آماده مشاركت در اجري طرح‌هاي مختلف اقتصادي و حوزه گردشگري در تمام نقاط استان اردبيل است

 --------------------------------------------------------------------------

مصاحبه اختصاصی ندای مغان با افشین بیابانگرد قهرمان مغانی کشتی ایران و جهان

لطفا خودتان را بیشتر برای خوانندگان ما معرفی کنید:

افشین بیابانگرد متولد سال 1366 شهر پارس آباد مغان هستم

چند سال است که کشتی میگیرید؟

هشت سال است کشتی می گیرم و چهار سال است که عضو تیم ملی جمهوری اسلامی ایران هستم

مربیان شما چه کسانی بودند؟

من زیر نظر آقایان داود مانده آذر و علی نادری کشتی را شروع کردم مربیان فعلیم در پارس آباد آقایان حیدر فرخنده، عباس ابراهیمی وقار رزمی است. در اردبیل زیر نظر آقای نادر مشروطه تمرین می کنم و در تهران زیر نظر آقای حسن یوسفی افشار و در تیم ملی‌آقای‌محمد‌بنا زحمت من‌را می کشد

میزان تحصیلاتتان چقدر است؟

 من در حال حاضر دانشجوی ترم 5 رشته تربیت بدنی‌دانشگاه تهران هستم

آیا می خواهید در مقاطع بالاتر ادامه تحصیل بدهید؟

بله صد در صد می خواهم ادامه بدهم

آیا ادامه تحصیل مشکلاتی برای تمرینتان بوجود نمی آورد؟

با توجه به اینکه استادان دانشگاه تهران زیاد سخت گیر هستند مشکلاتی برای من بوجود می آید ولی سعی می کنم که همه آنها را حل کنم

در رابطه با‌مقام‌هایی‌که تا به حال کسب‌کرده‌اید برای‌ما‌صحبت کنید:

من در مسابقات داخلی و کشوری مقام های زیادی کسب کردم اما مهمترین مقام هام در مسابقات برون مرزی بوده که نفر اول آسیا در فیلیپین و نفر سوم آسیا در ابوظبی امارات شدم.

در مورد مسابقات بین المللی آذربایجان برای ما توضیح دهید و بفرمایید که سطح مسابقات چگونه بود؟

مسابقات بین المللی جایزه بزرگ حیدر علی اف که به Grand prre مشهور هست از معتبرترین تورنمنتهاي کشتی فرنگی در دنیاست که هر دو سال یکبار برگزار می شود و فقط نفرات مدال آور اروپا و آسیا و کشور صاحب سهمیه هستند که حق شرکت در این مسابقات را دارند این مسابقات با شرکت 34 کشور برگزار شد.

حریفانتان از کدام کشورها بودند؟

من به ترتیب با حریفانی از کشور رومانی،گرجستان،صربستان و روسیه مبارزه کردم و در کشتی پنجم که فینال بود با فرید منصوراف قهرمان المپیک و جهان از کشور آذربایجان مبارزه کردم من در بازی فینال کشتی خوب گرفتم ولی متاسفانه ناباورانه باختم و دوم شدم.

آیا فکر نمی کنید که به جای آقای علی محمدی شما باید در المپیک پکن کشتی می گرفتید؟

در مسابقات انتخابی جام جهانی 2007 باکو که در شیراز برگزار شد من اول شدم و آقای علی محمدی سوم شد که بنا به دلایل نامشخص آقـــای سیم خواه سرمربی وقت تیم پانزده روز مانده به مسابقات نام آقای علی محمدی را توی لیست وارد کرد که متاسفانه او هم نتوانست به موفقیتی دست یابد در انتخابی المپیک سه روز مانده به مسابقات من از ناحیه رباط پا دچار مصدومیت شدم و قرار شد که انتخابی بگیرم در همان سال یعنی سال 86 من به عنوان فنی ترین کشتی گیر شناخته شدم.در مسابقات جام یادگار امام که برای انتخابی به جام آسیایی تایلند بود در آنجا هم توانستم حریف های  ایرانی و هم حریف های خارجی را ببرم و مقام اول را کسب کنم.بازهم پانزده روز مانده به مسابقات نام من را خط زدند و به جای من آقای سعید عبدالوانی که در آن مسابقات پنجم شده بود و من توانسته بودم هفت بر صفر از او ببرم به مسابقات اعزام کردند بعد ازآن هیچ کس باور نمی کرد با آن بلاهایی که سر من آوردند دوباره من در مسابقات انتخابی جهانی دانمارک شرکت کنم ولی من درمسابقات شرکت کردم و توانستم مقام اول را کسب‌کنم‌ و الان هم دوماه‌مانده به مسابقات زمزمه هايی شنیده می شودکه می‌خواهند به جای من شخص دیگري را جایگزین کنند

از مسئولان در این رابطه چه انتظاری دارید؟

در اینجا از جناب آقای اسبقیان مدیر کل محترم پیشین اداره تربیت بدنی استاندار محترم جناب آقای حقیقت پور و نماینده محترم مردم مغان جناب آقای حاج وکیل سپه که زحمت کشیده و برای دیدن من به خانه کشتی آمده بودند کمال تشکر و قدردانی را دارم در این دیدار من صحبت هایی با مسئولان در این زمینه انجام دادم ولی آنها هم نتوانستند دردی از دردهای من را دوا کنند من از مسئولان محترم استان می خواهم اگر می توانند برای من کاری انجام دهند دریغ نکنند.آقای سپه ميتوانند با نوشتن یک نامه به فدراسیون کشتی از حق قانونی من دفاع کنند.

وضعیت کشتی پارس آباد را چگونه میبینید؟

بعد از این که آقای علی نادری و آقای داود مانده آذر از کشتی پارس آباد رفتند یکه وقفه دو ساله در کشتی پارس آباد بوجود آمد اما بعد از این که آقای فرخنده به عنوان رئیس هیئت انتخاب شد کارهای خوبی انجام شده است.از لحاظ کمیت و کیفیت پارس آباد قادر است با بسیاری از شهرهای صاحب کشتی ایران مثل تهران مازندران رقابت کند اگر ما بتوانیم مثل مازندران حمایت کننده های مالی براي کشتی شهرمان داشته باشیم مطمئنا کشتی ما از این بهتر خواهد شد زیرا تنها مشکلی که کشتی گیران شهر ما دارند مشکل مالی است.اگر مشکل مالی حل شود مطمئنا هر سال ما جند نفر را در هر رده سنی به تیم ملی معرفی خواهیم کرد.

با تشکر از شما که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید در پایان اگر حرفی برای گفتن دارید بفرمائید:

من در درجه اول از مردم مغان تشکر میکنم از راننده تاکسی گرفته تا بازاری و کارمندش که به فکر قهرمانشان هستند و همیشه زنگ می زنند و حال مرا می پرسند و اگر من از حق کشی ناراحت میشوم به خاطر محبت های مردم پارس آباد است که نسبت به من دارند من افتخار می کنم که اهل مغان هستم. من همچنين از زحمات ریاست محترم اداره تربیت بدنی شهرستان پارس آباد جناب آقای ولی پناهی و رئیس محترم هیئت کشتی شهرستان پارس آباد جناب آقای حیدر فرخنده به خاطر بر پایی مراسم تجلیل کمال تشکر و قدردانی را دارم و از آقایان رامین میری، بابک محبی، عباس ابراهیمی، فیروز حسینیان، قادر رزمی،دیندار و صیاد عطایی به خاطر زحمت‌هایشان سپاسگزارم.

در نهایت از دست اندرکاران نشریه وزین ندای مغان که تلاشگرایانه جهت توسعه همه جانبه شهرستان و مخصوصا ورزش زحمت می‌کشند تشکر و قدر دانی می‌کنم ما قبلا چنین کارهايی را از نشریات در مغان مشاهده نمیکردیم و جای بسی خوشحالی برای ما دارد که چنین نشریه‌ای در شهرستان پارس آباد وجود دارد و در جهت تشویق قهرمانان و حمایت از آنها عمل می کند.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 17:51  توسط ندای مغان  | 

شماره ۴۱

-----------

متن کامل نطق میان دستور مهندس سپه در مجلس شورای اسلامی

بسم الله الرحمن الرحيم
با درود به روان پاك بنيانگذار جمهوري اسلامي و شهيدان والا‌مقام و با سلام به محضر رهبر معظم انقلاب و ملت بزرگ ايران و شما همكاران ارجمند
سالروز ولادت چهارمين اختر تابناك امامت و ولايت سيدالساجدين زين العابدين را به تمامي شيعيان جهان تبريك مي‌گويم، ضمن تقدير و تشكر از مردم شريف و فهيم شهرستانهاي پارس آباد و بيله سوار و بخشهاي اصلاندوز، جعفرآباد، تازه‌كند قديم و عشاير غيور منطقه بخاطر حسن اعتماد آنان در انتخاب اينجانب بعنوان خدمتگذار، از خداوند بزرگ مي‌خواهم كه توفيق خدمتگذاري به مردم و نظام مقدس را به اينجانب عطا فرمايد.
برخود وظيفه مي‌دانم در خصوص انتخابات رياست جمهوري از ملت بزرگ بخاطر خلق حماسه 22 خرداد با حضور قريب به 40 ميليوني در پاي صندوقهاي راي كه از افتخارات بياد ماندني در تاريخ كشور است صميمانه تشكر نمايم.
اعتماد مجدد ملت ايران به دولت عدالت محور را به جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد تبريك گفته و اميدوارم دولت دهم با اتكال به خداوند منان و پيروي از تدابير حكيمانه رهبر معظم انقلاب و همچنين تعامل مثبت با مجلس هشتم با تشكيل دولتي قوي و مقتدر بتواند گامهاي بلندي براي تحقق آرمانهاي بزرگ و مقدس جمهوري اسلامي ايران بردارد و اميدوارم خداوند اين توفيق را به همه خادمين اين نظام بدهد كه بتوانيم رسالت خويش را در جهت رضاي خداوند انجام دهيم.
جناب آقاي دكتر لاريجاني و همكاران ارجمند:
حوزه انتخابيه اينجانب، شهرستانهاي پارس آباد و بيله سوار از مناطق بسيار مستعد و پتانسيل‌دار كشور جهت توسعه همه جانبه مي‌باشد. داشتن منابع فوق‌العاده غني، آب، خاك، اقليم ايده‌آل و مردمي تلاشگر ايجاب مي‌كند تا توجه دولتمردان را بيش از پيش به خود جلب نمايد تا اين منطقه زرخيز، كه جزو قطب كشاورزي كشور مي‌باشد بتواند جايگاه واقعي خود را در توسعه پايدار و ترقي همه جانبه پيدا نمايد. در ارتباط با مسائل و مشكلات حوزه انتخابيه خويش از هيات محترم دولت بخصوص رياست محترم جمهوري مصرّانه درخواست بذل توجه و پيگيري مستمر دارم.

از وزير محترم كشور مي‌خواهم:
-1 ارتقاء شهرستان مرزي پارس‌آباد به فرمانداري ويژه با توجه به داشتن شرايط لازم2- افزايش تعداد نمايندگان اين حوزه در مجلس از يك نماينده به دو نماينده بر اساس اصل 64 قانون اساسي3- ارتقاء بخشداري‌هاي اصلاندوز و جعفرآباد به شهرستان و همچنين ارتقاء دهستان اسلام‌آباد قديم به بخشداري
از وزير محترم جهادكشاورزي مي‌خواهم:
-1 تامين اعتبارات لازم جهت زهكشي اراضي كشاورزي جعفرآباد، بابك و قاراباغلار و اراضي واگذاري به كاركنان شركت كشت و صنعت مغان2- تعيين تكليف و نحوه شرايط واگذاري اراضي پاياب سد خدآفرين3-اجرايي نمودن عمليات شبكه‌هاي درجه سه و چهار اراضي شرق دره رود4- تامين اعتبار لازم جهت احداث سد معيشتي بر روي رودخانه دره رود براي آبياري اراضي حاشيه رودخانه از بخش اصلاندوز5- حل مشكل سند زراعي گروه‌هاي 18 گانه جعفرآباد6- حل مشكل چندين ساله عشاير غيور و زحمتكش با ادارات منابع طبيعي شهرستان بيله‌سوار و پارس‌آباد در ارتباط با اراضي تحت كشت به صورت ديم
از وزير محترم راه و ترابري مي‌خواهم:
-1تامين اعتبار لازم جهت مطالعه چهار بانده نمودن راه‌هاي مواصلاتي شهرستانهاي پارس‌آباد و بيله‌سوار با مركز استان2-اجراي عمليات فاز دوم جاده اردبيل–بيله سوار مسير آغداش به انجيرلو3-تامين اعتبار لازم جهت اجراي عمليات راه‌آهن اردبيل به مغان4- تامين اعتبار لازم جهت تكميل جاده آج‌اشمه به بران،جاده خروسلو به جاده مشكين‌شهر5-تأمين اعتبار لازم جهت تكميل و تجهيز فرودگاه مغان و جايگزين نمودن فرودگاه مغان به عنوان الترناتيو پروازهاي شهر اردبيل و همچنين افزايش تعداد پروازها از دو روز در هفته به چهار روز
از دبيرخانه شوراي عالي مناطق آزاد تجاري و صنعتي اجراي مي‌خواهم:
صدور دستور لازم جهت مطاله ادامه توسعه مناطق آزاد تجاري حاشيه رودخانه ارس در شهرستان پارس‌آباد و بيله‌سوار
از وزير محترم مسكن و شهرسازي مي‌خواهم:
-1 حل مشكل سند مالكيت شهرك وليعصر 85 هكتاري در شهر بيله‌سوار2- تامين اعتبار لازم براي ادامه عمليات احداث بيمارستان 125 تختخوابي شهرستان پارس‌آباد در زمان تعيين شده را مي‌نمايم.
از وزير محترم امور‌خارجه مي‌خواهم:
-1 اقدام لازم جهت جلوگيري از ورود پساب كارخانه آلومينيوم‌سازي كشور ارمنستان به رودخانه ارس2- پيگيري لازم در خصوص حذف رواديد جهت تسهيل در عبور و مرور مسافران از طريق گمرك بيله‌سوار همانند گمرك جلفا3-پيگيري لازم در خصوص آزادي زندانيان در بند در كشور جمهوري آذربايجان


از دبير محترم ستاد مركزي مبارزه با قاچاق كالا و ارز، مي‌خواهم:
مشكل تجميع كالاهاي وارداتي چمداني از گمرك بيله سوار را حل نمايند.
از وزير محترم علوم، تحقيقات و فن‌آوري مي‌خواهم:
ارتقاء آموزشكده كشاورزي مغان به دانشكده كشاورزي مغان با توجه به پتانسيل و استعداد منطقه
از وزير محترم نيرو مي‌خواهم:
-1اقدام لازم در خصوص حفظ حق آبه استان اردبيل از سد خدآفرين2- تامين اعتبار لازم براي تكميل سريع شبكه‌هاي پاياب سد خدآفرين 3-تامين اعتبار لازم براي تصفيه خانه آب شرب شهر تازه‌كند، اصلاندوز و تصفيه خانه عمران‌آباد4-تأمين اعتبار لازم براي طرح آبرساني به 70 روستاي خروسلو5-تأمين اعتبار لازم براي تصفيه خانه فاضلاب شهري شهرهاي پارس‌آباد و بيله‌سوار
از وزير محترم بهداشت و درمان و آموزش پزشكي          مي‌خواهم:
-1تجهيز تنها بيمارستان 35 تختخوابي امام خميني(ره) شهر بيله‌سوار و تكميل كادر درماني و پزشكان متخصص اين بيمارستان2- تأمين اعتبار لازم جهت احداث بيمارستان در شهرهاي محروم اصلاندوز و جعفرآباد
از وزير محترم محترم بازرگاني مي‌خواهم:
-1ايجاد اداره غله در شهرستان پارس‌آباد2-تأمين اعتبار لازم جهت تكميل سريع سيلوي روح‌كندي و تامين اعتبار لازم جهت احداث سيلو در شهرستان پارس‌آباد
از رياست محترم سازمان تربيت بدني مي‌خواهم:
-1 تأمين اعتبار لازم جهت احداث ورزشگاه 15000 نفري پارس‌آباد2- احداث سالن ورزشي در روستاهاي بالاي 2000 نفر از جمله روستاهاي بابك، تكله، خلفه‌لو، بران، اوزون قويو، فيروزآباد، شهرك طالقاني، اولتان، فولاد لو قويو، انجيرلو و آق قياق منطقه خروسلو، شور گل، خانبا‌با كندي و روح كندي
از وزير محترم نفت مي‌خواهم:
-1 تسريع در عمليات اكتشاف و استخراج نفت مغان 2-تأمين اعتبار لازم جهت گاز رساني به روستاهاي واقع در شعاع 5 كيلومتري خط انتقال گاز
از رياست محترم سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مي‌خواهم:
ايجاد شبكه صدا و سيماي مغان در ايستگاه صداي مغان با توجه به سابقه چندين ساله آن

والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته

-------------------------------------------------------------------------------------------------

درددلي با مسئولين به مناسبت روز خبرنگار

سليمان باقي پريخاني

خبرنگاري نه در تعريف علمي و كلاسيك آن بلكه در معناي حرفه‌اي و ملموس آن،پرداختن به دردها، نواقص، دلمشغولي‌ها و نيازهاي خبري جامعه و شهروندان است. حق مطلع‌شدن و كسب آگاهي از اتفاقات و اخبار جامعه و انتقادها و تحليلهاي ريز و درشت اصحاب مطبوعات از حقوق شهروندي افراد جامعه و نيازمند سعه صدر و انتقادپذيري مسئولين خدمتگذار است. مطبوعات در جوامع مدرن و مدني به عنوان پلي ميان حاكميت و توده مردم عمل نموده و با انتقال خواسته‌ها و دردهاي جامعه به مسئولين و حاكميت، از انباشته شدن آنها در زير پوست جامعه پيشگيري مي‌نمايند و اين جامعه را به حركت، پوياي و شادابي سوق ميدهد. اين كاركرد اجتماعي مطبوعات از زير زميني شدن تلاشها و حق طلبيها در جامعه كاسته و ضريب امنيتي كشور را افزايش ميدهد. از طرف ديگر با بيان عملكردها، موفقيتها، تحليلها، موانع پيشرو، و دغدغه‌هاي حاكميت و مسئولين به توده مردم و جامعه، همدلي مردم و مسئولين را عميقتر و پيوند ملت و دولت را مستحكمتر از پيش مي‌نمايد. و ناگفته خود پيداست كه اين حركت در كاستن از شايعات و التهابات اجتماعي چقدر مي‌تواند موثر و.كارآمد باشد و مسئولين سياسي وفرهنگي جامعه را در مواجهه با حجم عظيم تبليغات سوء مغرضين و بدخواهان جامعه ياري دهد. اين كاركرد اجتماعي مطبوعات باعث شده است كه در تمامي جوامع مدني و مدرن از مطبوعات به عنوان وجدان بيدار جامعه و از آن به عنوان ركني از اركان جامعه سالم و پويا ياد شود. و از مطبوعات و عوامل اجرائي آن از جمله خبرنگار به نيكي و احترام ياد شود و حاكميت و مسئولين آن با پاسخگويي صريح، بي‌منت، بروز و مستند، مي‌كوشند مطبوعات را در رسيدن به اين هدف متعالي خويش ياري دهند.پيچيدگيهاي دنياي امروز و حجم زياد امور اجرايي و تصميمگيريها، از ميزان وقت مديران ارشد سازمانها و ادارات دولتي و غير دولتي در پرداختن به امر اطلاع‌رساني و پاسخگويي لحظه به لحظه به جامعه و مطبوعات، كاسته و آنها را در انجام اين مهم ناتوان ساخته است. روي آوردن به دولت الكترونيك، دنياي مجازي، اينترنت و محصولات نوين آن از جمله سايتهاي اينترنتي و واحدهاي تخصصي موسوم به روابط عمومي‌هاي ادارات و سازمانها، پاسخي به اين نياز سيري ناپذير جامعه بوده است. پاسخ‌گويي تخصصي، كارآمدتر، بروز، سريع، دقيق و از بين رفتن محدوديتهاي زماني و مكاني در كنار ديگر مزاياي روي آوردن به چنين روشهاي مدرني نسبت به روشهاي سنتي، ميزان بهره‌وري و رضايت‌مندي مخاطبين و مراجعين را به ميزان زيادي افزايش داده است. و اين چيزي نيست جزء هدف  جنبش اصلاح الگوي مصرف اما جاي گلايه و تاسف عميق دارد كه در منطقه غني و مستعد مغان، مردم و شهروندان از مزاياي دولت الكترونيك، دنياي مجازي، سايتهاي اينترنتي موفق و بروز و روابط عمومي‌هاي قوي، پاسخگو، علمي و كارآمد بهره چنداني نمي‌بريم. و اين منجر به افزايش مراجعات و گلايه‌ها شده و در نهايت چيزي جزء افزايش عدم رضايت‌مندي و كاهش بهره‌وري را به دنبال ندارد. و اين با اهداف سال اصلاح الگوي مصرف همخواني و هماهنگي ندارد. برخوردهاي نامناسب و بدور از ادب و حرفه‌اي‌گري مسئولين روابط عمومي و سايتهاي اينترنتي برخي از سازمانها و ادارات دولتي و غير دولتي با خبرنگاران نيز در كنار سختيها و مشكلات كار خبرنگاري و مطبوعاتي نيز در بسياري از مواقع مزيد بر علت ميشود.اميد است مسئولين امر با توجه ويژه به مزاياي دولت الكترونيك و حمايت از خبرنگاران و اهالي مطبوعات، جامعه را در رسيدن به پويايي و نشاط ياري دهند و صادقانه و عالمانه در تحقق اهداف سال اصلاح الگويي مصرف نه در سال 1388، بلكه در هميشه زمان كوشش نمايند و در اين ميان مطبوعات و خبرنگاران را دوست و محرم خويش بدانند كه بضاعت اندك خويش را در دست گرفته و به ميدان آمده‌اند.و چيزي جزء عمران و آباداني منطقه و افزايش رفاه عمومي انتظار ندارند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------

او که بیاید

مریم قدیم خانی

به نام خدا، خدای محمد(ص) آخرین پیامبر آزادی، آگاهی و هدایت، بنام خدای علی عدالت مظلوم، مظهر اسلام حق و امام انسان، بنام خدای خانه فاطمه که عشق و همه آرزو و همه امید نجاتمان این خانه کوچک است که به اندازه تمام دنیا بزرگ است. و ... بنام خدای ابوذر معلم عصيان علي گونه، خدای مستضعفین، خدای بیچاره شده گان تاریخ و زمان، خدای همه کسانی که از آغاز تا آخر الزمان و قیام قائم عدل گستر جهان شكنجه می‌دیدند و می‌بینند محروم بوده‌اند و میشوند به گونه گون و به بیچاره‌گی گرفتار بوده‌اند ومیشوند اما همواره در مسیر ملت ابراهیم و وارث جهاد آدم تا انسان تا همیشه تاریخ، برای نجات آدمی در تلاشي مداوم بوده‌اند و هستند و خواهند بود بنام خدای شهیدان راه راستی، حق، شهیدان شیعه، شیعه راه علی در همه زمانها و مکانها.
نیمه شعبان زاد روز مولودی است که میلادش روز عید همه مستضعفین عالم و تاریخ است آنانکه به حق، شیعیان« ان اکرمکم عندالله اتقاکم» میباشند نه نام و نشان اجدادشان، مبارزاتشان و یا دنباله‌هایشان در همه طول تاریخ و در هر زمان و در مکان و هر تفکری.
کسانی که داغ هجران این پیام‌آور برابری و برادری را، صلح و دوستی را ،با نوش داروی انتظار بر جان می‌خرند تا او از آن سوی افقهای انتظار طلوع نماید و با ظهور پر فروغش قانون خدا را در جامعه حاکم کنند « هر قانونی، هر اندیشه‌ای که انسانها را زنده کند همان قانون خداست ».
او می‌آید تا پایه‌های جامعه‌ای نو را بر ستونهای استوار از«عدل و قسط» بنا نماید
او که بیاید دیگر انتظار در انتظار تفسیر شدن نخواهد ماند. زیرا او خود تفسیر انتظار و میوه انتظار است.او که بیاید هیچ مظلوم ساده دلی برای عدالت و هیچ سکونی برای تحرک هیچ جامعه‌ای برای مدنیت و پویایی سراغ قانون را از راست و چپ، غرب و شرق نخواهد گرفت.  چون او می آید تا حاکمیت قانون را برپا بدارد بی هیچ تمنا، شعار و ادعایي.
خوب که می اندیشم در می‌یابم که او نرفته بود که برگردد بلکه او درمیان من و توست و این ماییم که ناتوان از دیدنش هستیم و او چونان خورشيدي از پس ابر گرمابخش وجود خسته و نيازمند ماست و آنچه ما را از او محروم كرده است حجابي است كه خود ميان او و ما كشيده‌ايم و حجاب میان ما و او منیّت ماست غافل شدن از مسئولیتهای اجتماعی ماست پرداختن به شهوت ثروت و قدرت است افراط و تفريط ماست پرداختن به مستحبات و فراموش كردن واجبات است طغيان ماست درد ودواي ما در دستان خود ماست و چاره ما جسارت نه گفتن به تمام وسواسهاي خناسي است كه ما به وحشت زر و زور و تزوير فرا مي‌خوانند با افسونهاي استعمار و استثمار و استحمار ما را به جهنم استضعاف مي‌خوانند و دواي ما جسارت يك نه بزرگ  به بزرگي تاريخ به عظمت نه‌ي بزرگ علي است.
انتظار مذهب اعتراض است اعتراض به تمام استضعافهاست تا ما از ركود بودن به جنبش شدن رهنمون سازد راهي به بلندي تاريخ از آدم تا انسان. بخوان بخوان و بدان و آگاه شو
انتظار آيين خودآگاهي است و دواي درد محروميت تاريخي ما خودآگاهي علي‌گونه ماست

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

مراسم توديع و معارفه معاون اداري و مالي دانشگاه آزاد اسلامي واحد پارس‌آباد

مراسم توديع و معارفه معاون اداري و مالي دانشگاه آزاد اسلامي واحد پارس‌آباد مغان با حضور هيأت رئيسه واحد، كارمندان، مديران گروههاي آموزشي و اساتيد و اعضاي هيأت علمي واحد در محل سالن اجتماعات برگزار شد.
به گزارش روابط عمومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد پارس‌آباد مغان در اين مراسم مهندس شيرپور رئيس دانشگاه گزارشي از عملكرد واحد در حوزه‌هاي خود ارائه داد. وي با اشاره به اهداف عالي دانشگاه، خواستار برنامه‌ريزي صحيح و دقيق مديران و مسئولين واحد در راستاي ارتقاي سطح كيفي آموزشي و پژوهشي شد.
شيرپور جذب هيأت علمي مجرب و كارآزموده، ارائه مقالات علمي در كنفرانس‌هاي بين‌المللي، فعاليت‌هاي تحقيقاتي و پژوهشي وترغيب و تشويق اساتيد و دانشجويان نخبه را از جمله عوامل ارتقاء كيفيت يك دانشگاه و موجب بين‌المللي شدن و موفقيت آن بيان كرد.
وي در اين مراسم ضمن قدرداني از زحمات شهزاد محرمي، طي حكمي از سوي پروفسور خدابخشرئيس منطقه 2 دانشگاه آزاد اسلامي،‌جواد شفائي را به عنوان سرپرست حوزه اداري و مالي واحد معرفي كرد.             
 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 20:28  توسط ندای مغان  | 

شماره ۴۰

-----------

شهری برای اتومبیل - قسمت دوم/آخر
مهندس محمدحسين نوري
كارشناس ارشد برنامه‌ريزي شهري
درواقع ترافيك از سه عامل تشكيل مي‌شود كه عبارتند از انسان، راه، وسيله نقليه. در حالت كلي از اين سه عامل مي توان سه روش بهبود ترافيك استخراج نمود كه عبارتند از 1-آموزش  2-اجراي مقررات 3-مهندسي ترافيك
نخست به آموزش مي پردازيم:
بعضي از جامعه شناسان معتقد هستند كه ايرانيان داراي تفكر فردگرا وخودمدار هستند، اما اساساً ما در زمينه آموزش ترافيك دچار فقر فرهنگي هستيم.گمان مي‌كنيم كه با خريدن يك ماشين گران‌قيمت حق داريم به هر نحوي كه دلمان خواست در خيابaان رانندگي كنيم. گاهي اوقات بيش از سازنده اين اتومبيل به خودمان مي‌باليم. نمي‌دانيم كه علايم موجود در خيابان صرفاً براي تزيين نيستند. احساس مي‌كنيم كه هر جا دلمان بخواهد مي‌توانيم بوق بزنيم. هنوز زمان استفاده از بوق، چراغ، چراغ راهنما، را نمي‌دانيم.كمربند ايمني را چيزي اضافي در ماشين       مي‌دانيم مگر آنكه عزيزاني را در تصادفي از دست بدهيم.
در فرهنگ عبور ومرور ما آنچه كه مورد توجه وعنايت رانندگان قرار نگرفته، حقوق عابرين پياده مي باشد. هر قدر كه عبور وسايل نقليه داراي اعتبار و اهميت است به همان اندازه عابرين، دوچرخه سواران و... نيز حق استفاده از معابر ويژه خود را دارند، به طوري كه نمي‌توان حقوق هيچ كدا م از گروه هاي ياد شده را فداي ديگري نمود. بعضي از عابرين پياده فكر مي‌كنند كه در معابر درون و برون شهري يعني كوچه و خيابان و جاده همواره حق تقدم عبور با آنهاست و رانندگان وسايل نقليه موظفند به محض مشاهده آنها ترمز كرده و بايستند، در صورتي كه اين تصور نيز اشتباه است، بلكه عابرين پياده هم بايستي علاوه بر رعايت قوانين و مقررات مربوطه نكات ايمني را مورد توجه قرار دهند.
اگربه نحوه عبور مردم از مسير چهار راه امام پارساباد دقت كنيد از اين عبورهاي غالباً مورب نموداري به دست مي‌آيد كه به شكل ضربدري است.يعني انتخاب نزديكترين راه بدون توجه به علايم رانندگي وحقوق رانندگان
اين در حالي است كه هيچ يك از ما تحمل زايل شدن كمترين حق خود را در هيچ كجاي جامعه نداريم اما به راحتي حقوق ديگران را ناديده ميگيريم.
آموزش ترافيك مي‌بايست از سنين پايين واز سطوح كودكستان تا دبيرستان گنجانده شود تا اهميت آن از سنين كم در ذهن افراد جاي گيرد. اين افراد چه بصورت عابر پياده يا بصورت راننده لاجرم جزيي از اجزاي ترافيك شهري خواهند بود. بدون ترديد در وضعيت كنوني ارتباط مستمر انسان و ماشين از مهمترين بحثهايي است كه بايستي انجام شود و حقوق مربوطه را مطابق با روز و مطابق با نيازهاي جامعه و مردم ارتقاء دهد . در رويارويي انسان و ماشين بايستي از انسان كه ضعيف است و آسيب پذير و در عين حال اشرف مخلوقات عالم است و جان و مالش محترم مي باشد حمايت شود .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 20:24  توسط ندای مغان  | 

۳۹

--------------

جايگاه ضمانت اجرائي حقوق شهروندي

دکتر ولی شیرپور

عضو هیئت علمی دانشگاه

در شماره پيشين در خصوص جايگاه ضمانت اجرائي حقوق شهروندي نوشته بوديم ولي مسأله‌اي كه در اين شماره بنده را مجاب كرد دوباره به اين موضوع بپردازم اينست كه معمولاً تصويب قوانين در هرجامعه‌اي ناشي از نياز آن جامعه در حوزه قانون مصوب مي‌باشد. آيا با وجود قانون اساسي كه از آن بعنوان مادر ساير قوانين ياد مي‌شود و اصول راجع به حقوق شهروندي بصورت جامع و صريح در آن پيش‌بيني شده و ساير قوانين همچون قانون مجازات اسلامي و آئين دادرسي كيفري نيازي به تصويب قانوني بنام قانون حقوق شهروندي در سال 15/2/1383 بود يانه؟‌ ضمن اينكه بايد توجه داشت كه ضمانت اجراي چنين قانوني چيست؟ و اگر خداي ناكرده حقوق پيش‌بيني شده در آن كه عموماً همان قوانيني هستند كه در قانون اساسي بدان تصريح شده از طرف مسئولين ذيربط ناديده گرفته شده و يا نقض شود، چه ضمانت اجرائي وجود دارد؟ و مسأله آخر اينكه آيا با تصويب و ابلاغ اين قانون و بخشنامه اجرائي آن به مسئولين و دستگاههاي اجرايي ذيربط واقعاً تحول جديدي در راستاي اعتلاي حقوق مردم بخصوص از حيث برخورد مسئولان و دستگاههاي قضائي و ضابطين دادگستري با مردم و ارباب رجوع ايجاد شده است يا نه؟ در شماره‌هاي آتي به موارد مهمي از حقوق شهروندي اشاره خواهم كرد.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شهری برای اتومبیل

مهندس محمدحسين نوري

كارشناس ارشد برنامه‌ريزي شهري

در اواخر قرن نوزدهم و بالاخص اوایل قرن بیستم پدیده مهمی در حال شکل گرفتن بود، ورود اتومبیل به شهرها. در این میان شرکتهای خودروسازی آمريكايي برای کسب سود بیشتر دست به ابتکار زدند. ساختن خودرو هایی که طبقه متوسط جامعه توان خرید آن را داشته باشند که منجر شد به تولید انبوه خودرو ، در پی آن جهت تسهیل عبور و مرور این خودروها و بستر سازی جهت فروش آنها بزرگراهها ساخته شدند و تمهیدات لازم برای حرکت اتومبیلها در شهر فراهم گردید که همه این اقدامات نه در خدمت رفاه بشر? که برا? سود بیشتر شرکتهای سازنده اتومبیلها بود. اما گویی در این زمینه نیز ما نند دیگر ابعاد روند شهرنشینی و شهرسازی در ایران ، شباهت زیادی دارد به آنچه که غربیها در اوایل قرن بیستم با آن روبرو بودند . تولید انبوه خودرو و وارد کردن آن به سیستم حمل و نقل که ظرفیت محدودی برای پذیرش این امر دارد. اما مسئله مهمی كه به فراموشی سپرده شده بود ،انسان بود . بطور?که علاوه بر آلودگ? صوت?، ایمنی پیاده و و مسائلی از این دست، اتومبیلها همه مرزهای درون شهری را در هم نوردیده و حتی وارد محلات شدند. محلات? که میبایست محل سکونت و آرامش شهروندان باشند تبدیل به محل ترافیک عبوری میشوند. اگر نکته ذکر شده در خصوص تشابه وضعیت فعلی ایران با قرن بیستم اروپاوآمريكا را بپذیریم. پس می بایست با پند گیری از تجارب نامطلوب کشورهای مذکور ، با برنامه ریزی درست سیستم حمل و نقل درون شهری، در صدد کاهش نسبی اثرات سوء نفوذ و تفوق اتومبیل برآییم. آمار تعداد اتومبیلهای موجود در سطح شهری مثل پارس‌آباد بيانگر روند فزاينده سالانه خودروهاي شخصي مي باشد. طبیعت پیچیده معضل ترافیک ایجاب می کند که نه تنها برنامه مدون برای وضعیت فعلی شهر داشته باشیم بلکه بايدبا احتساب روند افزایش تعداد اتومبیلها با توجه به افزایش درآمد خانوارها، برنامه ریزی حسابگرانه برای آینده داشته و در برنامه ها و پروژه ها، توجه خاص به شریانهای اصلی و فرعی شهر که ظرفیت پذیرش این تعداد از خودروهای وارد شده را داشته باشند، بنماییم .اما اشتباه بزرگ این خواهد بود که گمان کنیم با تعریض خیابانها یا ایجاد خیابانهای جدید میتوان پاسخگوی هجوم گسترده اتومبیلها در آینده بود. مسئله مهمی که مدیران سیستم حمل و نقل شهری باید به آن توجه خاص داشته باشند کیفیت قرارگیری کاربریهای شهری است. بررسی جامع ا?ن مسئله در این مجال نمی‌گنجد اما دو مورد از اقداماتی که به نظر می‌رسد تاثیر نسبی در بهبود شرایط ترافیکی شهر (بخصوص مرکزشهر)هم براي حال وهم درآينده داشته باشند عبارتند از: -1مسئله ای که کمتر مورد توجه قرار می‌‍گیرد استقرارنادرست کاربردهایی است که جاذب جمعیت به مرکز شهر و به تبع آن ازدحام وسایل نقلیه و افراد پیاده در مرکز شهر میشود. البته مرکز شهر در واقع قلب تپنده شهر است و حضور مردم در آن نه تنها امری منفی تلقی نمی‌شود بلکه فعالیتهای اجتماعی در مرکز شهر مسئله‌ای ارزشمند است و موجب پویایی و سرزندگی شهر می‌شود. مسئله مورد انتقاد برتری و تفوق اتومبیل بر شهر و بخصوص عدم احساس ایمنی پیاده به دلیل حضور این پدیده است2-اقدام بعدی می تواند هدا?یت ترافیک عبوری از طریق پخش جريان ترافيكي در دیگر شریانهای موازی با خیابان امام باشد که خیابانهای موازی و بخصوص خیابانهای کمربندی از این نظر حائز اهمیت هستند.

وضع ت فعلی شهر داشته باش?م بلکه بايد با احتساب روند افزا?ش تعداد اتومبیلها با توجه به افزایش درآمد خانوارها، برنامه‌ریزی حسابگرانه برای آینده داشته و در برنامه ها و پروژه ها، توجه خاص به شریانهای اصلی و فرعی شهر که ظرفیت پذیرش این تعداد از خودروهای وارد شده را داشته باشند، بنماییم .اما اشتباه بزرگ این خواهد بود که گمان کنیم با تعریض خیابانهایا ایجاد خیابانهای جدید می‌توان پاسخگوی هجوم گسترده اتومبیلها در آینده بود. مسئله مهمی که مدیران سیستم حمل و نقل شهری با?د به آن توجه خاص داشته باشند کیفیت قرارگیری کاربریهای شهری است. بررسی جامع این مسئله در ا?ن مجال نم?‌گنجد اما دو مورد از اقدامات? که به نظر م?‌رسد تاث?ر نسب? در بهبود شرا?ط تراف?ک? شهر (بخصوص مرکزشهر)هم براي حال وهم درآينده داشته باشند عبارتند از: -1مسئله ای که کمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد استقرار نادرست کاربریهایی است که جاذب جمعیت به مرکز شهر و به تبع آن ازدحام وسایل نقلیه و افراد پیاده در مرکز شهر می‌شود. البته مرکز شهر در واقع قلب تپنده شهر است و حضور مردم در آن نه تنها امری منفی تلقی نمیشود بلکه فعالیتهای اجتماعی در مرکز شهر مسئله‌ای ارزشمند است و موجب پویایی و سرزندگی شهر می‌شود. مسئله مورد انتقاد برتری و تفوق اتومبیل بر شهر و بخصوص عدم احساس ایمنی پیاده به دلیل حضور این پدیده است2-اقدام بعدی می تواند هدایت ترافیک عبوری از طریق پخش جريان ترافيكي در دیگر شریانهای موازی با خیابان امام باشد که خیابانهای موازی و بخصوص خیابانهای کمربندی از این نظر حائز اهمیت هستند.

 ادامه دارد...

------------------------------------------------------------------------------------------------------------ 

احد اسمعیلی

شهرستان مرزي پارس‌آباد، دومين شهر پر جميعت استان اردبيل با وجود شركتهاي كشت وصنعت مغان و پارس به عنوان دو بنگاه بزرگ اقتصادي با اراضي كشاورزي بسيار وسيع و مرزداران سخت‌كوشي همچون عشاير غيور، آن را به يكي از قطبهاي كشاورزي و دامداري كشور عزير ايران اسلامي تبديل كرده و به تبع آن طبيعي است كه منطقه‌اي با اين ويژگيها، داراي اختلافات متعدد مابين كشاورزان، دامداران و خصوصاً معارض قلمداد شدن غيرمنصفانه عشاير و ساكنين محدوده شركتهاي كشت و صنعت بوده و حجم پرونده‌هاي مطروحه قضايي به لحاظ وسعت حوزه، مرزي بودن منطقه و ديگرموارد مزيد برعلت چه بسا با مركز استان برابري نمايد ولي باكمال تأسف حوزه قضايي شهرستان پارس‌آباد در مقايسه با ساير شهرهاي استان از حداقل امكانات اداري و قضايي برخوردار بوده، صرفنظر از محل استقرار فعلي در ساختمان پاساژگونه اي كه بيشتر به يك قلعه مخوف شباهت دارد تا يك ساختمان اداري وقضايي! اگر نگوييم بي توجهي، حداقل به خاطر كم‌لطفي مسئولين قضايي استان، تنها شعبه دادگاه حقوقي اين حوزه بيش از نه ماه است كه بلاتصدي رها شده و اين امر انباشته شدن حجم وسيعي از پرونده‌هاي متعدد تظلم‌خواهي را به دنبال داشته و اعزام مقطعي قضاتي از ساير شهرها با مأموريت نامعين چند روزه وتجديد مكرر وقت رسيدگي و جلسات دادرسي، بدون دادرس؟! بسيار آزار دهنده و مراجعه‌كنندگان به اين حوزه قضايي را سرگردان وكلافه كرده است.در حالي كه دادسراي عمومي و انقلاب اين شهرستان با 5شعبه دادياري و بازپرسي به امر تحقيقات مقدماتي در خصوص پرونده‌هاي كيفري رسيدگي و اعلام نظر مي‌نمايد براي پرونده‌هاي اعلام جرم شده، اعتراض به قرارهاي صادره، دادخواست اعسار تقسيط و... تنها يك دادگاه عمومي و جزايي اختصاص داده شده كه به هيچ وجه جوابگوي حجم پرونده‌هاي مطروحه نمي‌باشد و تراكم پرونده‌ها در تنها شعبه جزايي را به دنبال داشته است و اصولاً پرونده‌اي كه به چند ساعت وقت براي رسيدگي نياز دارد در كمتر از نيم ساعت رسيدگي مي‌شود، اگر در رأس اين شعبه جزايي قاضي و دادرس مقتدر، مستقل وتوصيه ناپذيري همچون متصدي فعلي نبود چه بسا حق‌هايي كه به نا حق پايمال مي‌شدند و دقت در رسيدگي فداي سرعت شده و تبعات جبران‌ناپذيري در پي داشت كما اينكه، عليرغم وجود قاضي با خصوصياتي كه ذكرش رفت، باز هم اين امر اجتناب ناپذير است. با عنايت به سياست توسعه قضايي وجلوگيري از اطاله دادرسي كه همواره از ناحيه مسئولين عالي قوه قضائيه مطرح و بدان تأكيد مي‌گردد،‌ انتظار نمي‌رفت كه دادگستري شهرستان پارس‌آباد با انبوهي از پرونده‌هاي قضايي تنها با يك شعبه حقوقي بلاتصدي و يك شعبه جزايي به امر دادرسي و احقاق حق اشتغال داشته باشد كه نتيجه طبيعي آن اينكه پرونده مطروحه‌اي از سال 1385 به اتهام ضرب وجرح وتخريب ... هنوز منجر به صدور رأي دادگاه نگرديده و براي چندمين بار متوالي به آخر شهريور ماه سال جاري تعيين وقت براي رسيدگي شده و اين گناهي است نابخشودني بر گردن گردانندگان تشكيلات قضايي.ومورد ديگر اينكه اجراي احكام كيفري دادسراي عمومي وانقلاب كه مسئول اجراي احكام صادره از دادگاه جزايي مي‌باشد به لحاظ حساسيت امر اجرا و انتظار شهروندان ذينفع در پرونده‌هاي اجراييه و از سوي ديگر مسئوليت خطيري كه قانون بر عهده دادستان در مقام مدعي‌العموم گذاشته است، ايجاب مي‌نمايد كه داديار و قاضي اجراي حكم به صورت ثابت متولي اين شعبه باشد و دادستان نيز با فراغت بال به وظيفه محوله و اصلي خويش بپردازد، آيا قحط‌القضات است كه دادستان محترم در دو پست منفك از هم به صورت ساعتي چند در اطاق دادستاني و ساعاتي ديگر در اجراي احكام كيفري با حجم بسياري از مراجعه كنندگان و متقاضيان پاسخگوي شهروندان باشد؟! آيا رواست دومين شهر پرجميعت و مطرح استان كه با عناويني همچون؛ قطب كشاورزي، خطه زرخيز، مرزداران صديق، چون نگيني بر تارك نه تنها استان، بلكه ايران اسلامي مي‌درخشد اين چنين مورد بي‌مهري مسئولين قضايي و ديگر مراجع ذيربط قرار گرفته و بجاي بسط و توسعه شعبات متعدد حقوقي وجزايي و اختصاص قضات مجرب، مردم آن را از وجود يك قاضي ثابت ومقيم محروم كرد؟ حسن ختام عرايض اينكه از مراجع ذيربط و متوليان امر انتظار داريم در اسرع وقت نسبت به رفع اين معضل و ساير كاستيهاي موجود در حوزه قضايي اين شهرستان مرزي اقدام عاجل مبذول و زمينه احقاق حق و رضايت‌مندي همشهريان عزيز را فراهم فرمايند

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جلسه كارگروه شهرستاني طرح ساماندهي و اسكان عشايرمحدوده‌نشين شركتهاي كشت و صنعت و دامپروري مغان و پارسجلسه كارگروه شهرستاني طرح ساماندهي و اسكان عشاير محدوده نشين شركتهاي كشت و صنعت و دامپروري مغان و پارس با حضور فرماندار شهرستان بيله‌سوار، مدير عامل شركت كشت و صنعت پارس و اعضاي كارگروه ذيربط در محل فرمانداري تشكيل گرديد.در اين جلسه آقاي فصيحي در سخناني با اشاره به مصوبات هيئت محترم دولت مبني بر اسكان عشاير در مرحله دوم تعداد 34 نفر از افراد واجد شرايط و ساكن در دوقشلاق حاج سواد و حاج امن ساماندهي مي شوند.در ادامه اين جلسه فرماندار و اعضاي كارگروه به قشلاقات مذكور عزيمت و زمينهاي مورد نياز براي هر خانوار 7/3 هكتار تحويل مديريت امور اراضي شهرستان گرديد تا به افراد واجد شرايط و ساكن در قشلاقات مذكور واگذار گردد.فرماندار شهرستان بيله سوار همچنين برلزوم اقدامات لازم از طريق بنياد مسكن براي ساخت واحدهاي مسكوني تاكيد كرده و اداره راه نيز موظف شد نسبت به تسطيح و شن ريزي جاده هاي مواصلاتي قشلاقات را در الويت كاري خود قرار دهد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 16:47  توسط ندای مغان  | 

شماره ۳۸

----------

دکتر ولی شیرپور - عضو هیئت علمی دانشگاه

جايگاه ضمانت اجرايي حقوق شهروندي در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
به مجموعه امتيازات مدني، سياسي و اجتماعي كه افراد به اعتبار موقعيت شهروندي خود دارا ميشوند، حقوق شهروندي و به تك تك دارندگان اين امتيازات كه در جامعه زندگي مي‌كنند شهروند گفته ميشود.
حقوق شهروندي با پيشينه تاريخي بسيار قديمي كه دارد، به صورت بسيار جامع و مبسوطي در اصول قانون اساسي كشور عزيزمان ايران نيز پيش‌بيني شده است. بطوريكه در اصل دوم قانون اساسي، كرامت وارزش والاي انسان و آزادي توام با مسئوليت او در برابر خدا جزء پايه‌هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي دانسته شده و در اصل سوم نيز دولت موظف و مكلف به فراهم نمودن حقوق اصلي و اساسي و به حقه ملت از جمله؛ فراهم نمودن محيطي مناسب و مساعد براي رشد فضائل اخلاقي، بالا بردن سطح آگاهي‌هاي عمومي در همه زمينه‌ها با بهره‌گيري از امكانات موجود از جمله مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي، آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان فارغ از هر گونه تبعيضات قومي و نژادي و...براي همه، محو هر گونه استبداد و خودكامگي، تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون، رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه در تمامي زمينه‌ها، رفع فقر و محروميت در زمينه‌هاي مختلف از جمله تغذيه، مسكن، كار، بهداشت، تعميم بيمه و تامين حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت اجتماعي و قضائي عادلانه و غيره، براي همه ملت ايران شده است .
علاوه بر اين اصول 19 الي 41 قانون اساسي و بعضي از ديگر از اصول قانون اساسي كه به حقوق ملت اختصاص يافته است از عمده مصاديق حقوق شهروندي محسوب ميشوند.
ولي آنچه راجع به حقوق شهروندي بايد عنوان كرد، اين است كه با وجود تصريح صريح قانونگذار محترم به حقوق حقه مردم، اين اصول از ضمانت اجراي صريح و واضحي برخوردار نيستند و مشخص نيست كه اگر مفاد اين اصول در باب حقوق ملت(كه نمونه بارزي از آن اقدام اخير سرپرست شهرداری پارس‌آباد مغان در برخورد با حقوق قانوني يك شهروند ديده‌شده‌است) نقص شود، دست به دامن چه مرجعي بايد بشود؟ چرا كه به غير از وجدان اخلاقي، تنها قانوني كه مي‌تواند ضمانت اجراي اين اصول باشد، موادي از قانون مجازاتهاي اسلامي است آنهم براي افرادي كه
 اولاً: كساني كه اِشرافيتي به حقوق شهروندي و ساير قوانين متضمن حقوق خود داشته باشند
 ثانياً: اطاله وقت و هزينه دادرسي و هزاران هزينه ديگر را به جان و دل بخرند.

---------------------------------------------------------------------------------------------------

سلیمان باقی پریخانی

چشم انتظار آهوی مغان در انتظار اراده ی مسئولین
ساليان نه چندان دور  محل گردش وتفريح امروز ما و در نزديكي شهر و حتي در جائي كه ما امروز در آن ساكن هستيم، محل زندگي يكي از چهار گونه آهوی ايراني بنام آهوی مغان بود كه در اثر بي‌توجه‌اي مسئولين، مردم، شكار بي‌رويه، توسعه نامتوازن شهرنشيني و كاسته‌شدن از مراتع آزاد، نسل آن روبه نابودي گذاشت و دشت زر‌خيز مغان يكي از دارائي‌هاي ارزشمند و منابع طبيعي خويش را از دست داد. پس از گذشت ساليان دراز دوباره مسئولين شهري ودلسوز منطقه به فكر احياي آن افتادند  وتلاشهاي ارزشمندي نيز در اين جهت انجام شد تا طرح احياي آهوی مغان جزو مصوبات سفر دوم هيات دولت به استان اردبيل به تصويب برسد در طرح اوليه قرار شد تا حدود 200راس آهوی مغان از ديگر زيستگاه آن در مراتع محافظت شده استان زنجان به دشت مغان منتقل و در زميني به مساحت 200 هكتار به حيات خويش ادامه داده و محافظت شوند.جاي بسي تاسف دارد كه گذشت زمان سرنوشت طرح را بگونه‌اي ديگر رقم زد و مشكلات كار باعث شد تا پس از شتاب اميدواركننده اوليه طرح، پس از گذشت مدتي ادامه كار متوقف شود .توجه به اهميت موضوع از ابعاد مختلف و تاثير آن در عمران و آباداني منطقه ما را برآن داشت تا به پيگيري موضوع پرادخته ونتيجه آن را از طريق نشريه به اطلاع مخاطبين عزيز خويش برسانيم باشد تا گامي باشد در جهت بازگشت سرفرازانه آهوي مغان به زادبوم تاريخي خود دشت مغان واميدواريم با پيگيريهاي موثر اداره ميراث فرهنگي و گردشگري، شوراي شهر و نماينده مردم در مجلس شورائي اسلامي اين رويا بار ديگر به واقعيت بپيوندد.
خداپرست مسئول اداره حفاظت از محيط زيست پارس‌آباد در گفتگو با خبرنگار نشريه ازآمادگي كامل اين اداره براي آغاز پروژه در صورت حل مشكل معارضين زمين مطالعه شده براي اين موضوع خبر داد واضافه نمود حتي بخشي از لوازم و ملزومات كار نيز خريداري و تهيه شده است.آنچه باعث تاسف ما گرديد اين نكته بود كه به علت مشكل زمين اين طرح در ابعادي كمتر از طرح اوليه انجام خواهد شد و حدود 15 رأس و در زميني در حدود 70 هكتار(!)
خداويرديزاده مسئول اداره منابع طبيعي پارس‌آباد مغان در رابطه با مشكل زمين توضيح داد مثل مشكل زمين محل جديد پروژه دفن و دپو زباله‌هاي شهري، اين محل مشخص شده نيز مشكل معارضين حقيقي دارد و بايد اين محل نيز از آنها خريداري شود
آقاي نجفي مسئول دفتر فني فرمانداري پارس‌آبادمغان در ادامه پيگيريهاي خبرنگار ما اضافه نمود بزودي نشستي با معارضين زمين برگزار و انشاالله نسبت به توافق با آنها اقدام خواهد شد و اين ما را به آينده پروژه اميدوار مي‌نمايد.

-------------------------------------------------------------------------------------------

سليمان باقي پريخاني

ادامه پيگيريها در رابطه با فاجعه زيست محيطي در كنار رود ارس

آقاي تيمورپور عضو شوراي شهر پارس‌آباد مغان در گفتگو با خبرنگار نشريه در اين خصوص گفت: ما نيز از داوم مساله ناراضي بوده وآن را نگران كننده مي‌دانيم ولي با توجه به وضعيت نقدينگي شهرداري در شرايط فعلي امكان خريد اراظي مذكور از معارضين حقيقي توسط شهرداري وجود ندارد وبايد اداره منابع طبيعي نسبت به اين كار اقدام نمايد ويا با عدم تمديد پروانه‌هاي چراي در اين مناطق، به حل موضوع كمك نمايد.
آقاي تيمورپور در پاسخ به اين پرسش كه موضع شوراي شهر در رابطه با مشاركت بخش خصوصي درامر جمع‌آوري و بازيافت زباله‌هاي شهر چيست ؟ گفت: شوراي شهر از فعال‌شدن بخش خصوصي در اين حوزه استقبال مي‌كند وآمادگي دارد با حمايت از فعالين بخش خصوصي علاقمند، در برطرف شدن موانع احتمالي اين امر تلاش نمايد.
ايشان ضمن استقبال از پيشنهاد نشريه نداي مغان مبني بر تشكيل جلسه با حضور تمامي مراكز و نهادهاي مرتبط با موضوع، تاكيد كرد درچنين جلسه‌اي بطور يقين شركت فعال كرده وهمگان را به شركت در چنين جلسه‌اي دعوت مي‌كنيم.
آقاي خداويرديزاده رييس اداره منابع طبيعي پارس‌آبادمغان در ادامه پيگيريهاي ما گفت: از نظر مقررات اداري اين اداره مشكلي در رابطه با انتقال زمينهاي مذكور وجود ندارد ولي بايد متوليان امر خود نسبت به حل مساله با معارضين حقيقي زمينها، اقدام نمايند ما نيز دراين راه آماده هر گونه همكاري هستيم.
آقاي خداويرديزاده در تشريح دقيق مشكل زمينها اشاره نمود مشكل زمينها، واقع شدن در محدوده طرحهاي مرتع‌داري و يا زمينهاي داراي پروانه چراگاهي است كه اشخاص حقيقي از آنها طي ساليان درازي بهره‌برداري كرده ومعاش خود و خانواده خود را تامين كرده‌اند.
ايشان در پاسخ به پرسش ما در رابطه با اينكه امكان اين وجود ندارد كه اعتبار پروانه‌ها كه يكساله مي‌باشد در پايان مدت قانوني تمديد نشود گفت: با عدم تمديد پروانه‌هاي بهره‌برداري مشكل حل نمي‌شود و در آن صورت مشكل كار ومعيشت افرادي كه بيكار مي‌شوند نيز اضافه مي‌شود . بنابراين معقول‌ترين راه ممكن اين است كه شهرداري و يا فرمانداري زمينها را از آنها بخرد و تحت تملك خود درآورد.
براي تكميل گزارش خود و دستيابي به نتيجه عملي براي پايان گزارش راهي فرمانداري شديم و پس از انجام تشريفات اداري لازم، اقاي نجفي مسئول دفتر فني فرمانداري به پرسشهاي ما پاسخ داد حرفهاي آقاي نجفي ما را به حل شدن موضوع اميدوار كرد زيرا وعده شروع عمليات عمراني پروژه آماده سازي محل جديد محل دپو و دفن زباله‌هاي شهري در شهريورماه، خستگي چند روز پيگيري را از تن ما زدود.
آقاي نجفي اضافه كرد مشكل معارضين زمين جديد دپو دفن زباله‌هاي شهري با مساعدتهاي فرمانداري درحال اتمام است و عمليات جاده سازي محل جديد جهت دستيابي راحتتر به آن در شهريور ماه آغاز خواهد شد.و اعتبارات لازم نيز پيش بيني شده‌است
همچنين در پرسش به سوال خبرنگار نشريه در رابطه با مشكل دوري محل جديد كه گاهي از سوي شهرداري مطرح مي‌شود گفت پيش‌بيني‌هاي لازم براي حل اين مشكل نيز شده است و انشاالله در اجرا با مشكلي مواجه نخواهيم شد زيرا دوري مسير دليلي براي توقف پروژه مهمي چون دپو و دفن اصولي زباله‌هاي شهري نمي‌باشد.
نداي مغان اميدوار است وعده فرمانداري عملي شده، در پايان شهريورماه گزارش افتتاح پروژه را اعلام كنيم .
منتظر گزارش ما در پايان شهريورماه درخصوص سرنوشت اين پروژه باشيد.

--------------------------------------------------------------------------------------

مرتضي فرجيان
عضو هيئت علمي دانشگاه

تغییر گفتمان و مشارکت بالا در انتخابات

شاید بتوان گفت که پس از انقلاب اسلامی ایران هیچ انتخاباتی با نشاط‌تر، پرشورتر، پرمناقشه‌تر و تعیین‌کننده‌تر از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری برای ایران نبوده است.بیشتر افراد اذعان دارند که این دوره از انتخابات تاثیری شگرف  در نگرشها، افکار، ارزشها و در نهایت در زندگی آنها داشته است. با نگاهی کوتاه به میزان مشارکت در انتخابات سراسری پس از انقلاب اسلامی ایران که توسط وزارت کشور ارائه شده است می‌توان دریافت که نوسانهای بلند دامنه‌ای در میزان مشارکت در انواع انتخابات از انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی گرفته تا انتخابات مجلس خبرگان و شورای اسلامی شهر و روستا وجود دارد.برای مثال میزان مشارکت در انتخابات در دوره ششم ریاست جمهوری 33/50 درصد و در دوره هفتم 74/79 در صد و در انتخابات  دوره دهم طبق آمار های اعلام شده تا 85 درصد می‌رسد.
در اینجا این پرسش اساسی پیش می‌آید که علت چنین نوسانهای بلند دامنه در میزان مشارکت سیاسی چه می‌تواند باشد؟ در پاسخ به این سئوال باید به این نکته توجه کرد که رفتارهای سیاسی یک جامعه، محصول یک لحظه تاریخی نیست و دگرگونی‌های آن به کندی صورت می‌گیرد و نیازمند گذشت زمانی دراز است. از اینرو، نمی‌توان با بررسی و برش مقطعی خاص از زمان به شناختی درستی از آن جامعه رسید بلکه باید در پروسه زمانی به نسبت دراز به این کار پرداخت.
روند میزان مشارکت در انتخابات نشان می‌دهد که نرخ مشارکت مردم در انتخابات در مقاطع زمانی مختلف متفاوت است و این نشان از گوناگونی رفتار سیاسی آنان دارد. این گوناگونی نه تنها در میزان مشارکت، بلکه در نوع گزینش مردم نیز قابل مشاهده است. برای مثال نرخ بسیار بالای مشارکت در انتخابات هفتم ریاست جمهوری 74/79 درصد و اختلاف چشمگیر آن با سه دوره پیشین، ششم 33/50 درصد، پنجم 44/54 درصد، چهارم 20/54 درصد و در نهایت انتخابات دوره دهم با 85 درصد و نشان از تغییر چشمگیر رفتار سیاسی مردم و گفتمان سیا سی نخبگان حاکم می باشد. بی‌شک این تغییر رویکردها می‌تواند نشان دهنده گونه‌های آسیب‌‌شناختی رفتار سیاسی باشد یعنی از یک سو توده‌ای عمل کردن جامعه و از یک سو نشانگر تفاوت رفتار سیاسی نخبگان سیاسی و رفتار سیاسی توده‌ها که در هر دو مورد می‌تواند برای جامعه بحران‌زا باشد.
بررسی جریان‌های اجتماعی و سیاسی از آغاز انقلاب تاکنون گویای آن است که هرگاه گفتمان نظام سیاسی تغییر یافته است نرخ مشارکت مردم در انتخابات دستخوش تغییرات چشمگیر شده است. نخستین تجربه‌های انتخابات در نظام جمهوری اسلامی مانند انتخابات ریاست جمهوری سال 1358 و مجلس خبرگان 1361 بیانگر این است که چگونه تغییر نظام حاکم و وجود شور انقلابی، انگیزه‌ای نیرومند سیاسی و حس اثر بخشی سیاسی در شهروندان، آنان را بعنوان نیروهای اجتماعی پویا در زمینه‌های سیاسی مانند شرکت در انتخابات به صحنه کشانده است. فرایندی که در سالهای بعد رفته رفته تعدیل شده و کم‌کم در دوره‌هایی کاهش یافته است. 

این مسئله نشان می‌دهد که استمرار گفتمان واحد تحول چشمگیری در میزان مشارکت مردم پدید نمی‌آورد بلکه تنها نوسانهایی کم دامنه و بیشتر نزولی و گاهی حرکتی یکنواخت ایجاد می‌کند که بارزترین یکنواختی را می‌توان در سه دوره انتخابات ریاست‌جمهوری دوره‌های‌چهارم، پنجم و ششم دید.ادامه یافتن این روند سبب کاهش انگیزه‌های سیاسی و افت احساس اثر بخشی سیاسی در مردم می شود. این مسئله اگر ادامه یابد می‌تواند به شکاف میان توده‌ها و نخبگان حاکم سیاسی شود که این مسئله می‌تواند زمینه اعتراض توده‌ها را به شکل دموکراتیک ( رای دادن ) و یا بصورت بی‌تفاوتی سیاسی فراهم آورد. هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری عرصه بروز این اعتراض و روی آوردن مردم به گفتمانی تازه بود. گفتمانی که تحول اساسی ایجاد نکرد ولی در هر صورت  چشم‌انداز اصلاح و تغییر را داشت. اما استمرار همین گفتمان باعث شده که باز در دوره هشتم انتخابات ریاست جمهوری دوباره میزان مشارکت سیاسی پایین بیاید یعنی به 66 درصد در دوره هشتم و 59 درصد در دوره نهم برسد. حتی با وجود تبلیغات زیاد رسانه‌های جمعی و فراخوانی مردم به رأی دادن باز میزان مشارکت در انتخابات در دوره نهم کاهش یافت.
اما انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری عرصه گفتمان‌های تازه‌ای بود که گرچه حرف‌های تازه‌ای زده نمی‌شد ولی به یک سری اصول‌ها و ارزشهایی تأکید شد که چند سال پیش در انقلاب اسلامی ایران همه مردم ایران بخاطرش قیام کرده بودند ارزشهايی چون قانون‌گرایی، آزادی، عدالت و ... . اگر یک سری مناقشات سیاسی بحران‌زا را کنار بگذاریم تمامی کسانی که با برگه‌های رأی سر صندوقها حاضر شده بودند همه یک چیز می‌خواستند تغییر برای رشد و بهتر شدن و همین مسئله باعث شد که حتی کسانی که به شکل اعتراض کنندگان در آمده بودند با رای دادن، به اعتراض خود بپردازند و خواستار تغییر شوند و حاصل آن، حضور 85 درصد مردم عزیزمان پای صندوقهای رأی بود. فرایند تاریخ‌ساز انتخابات و مخصوصاً دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر نشان داد که دگرگونی‌های اجتماعی سیاسی و فرهنگی نه یک چیز مقطعی و لحظه‌ای بلکه یک حرکتی تاریخی ساختمند است که در فرایندی بسیار طولانی پدید می‌آید. پدیده‌ای که باید همسو با ارزشهای مورد درخواست مردم بوده و پویا و نهادمند باشد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

رانندگی خطرناک خودرو شهرداری در روستای اولتان حادثه آفرید.
روز پنچ شنبه ساعت 11 صبح خودرو جمع آوری زباله‌های شهری شهرداري که برای تخلیه زباله‌های جمع‌آوری شده به محل غیر قانونی فعلی در نزدیکی روستای اولتان با سرعت غیر متعارف در حال حرکت بود پس از ترکیدن چرخ جلو و عدم کنترل خودرو توسط راننده، با یک باب منزل مسکونی برخورد و پس از ويران كردن بخش جلوي خانه، در حياط منزل مذكور واژگون گردید ومنجر به مصدومیت شدید راننده آن گردید كه جهت ادامه درمان به اردبيل اعزام گرديد. به گفته شاهدان عینی خودرو پس از ترکیدن چرخ جلوي آن در حدود 100 متر حرکت کرده و پس از عبور از جوی آب موجود درمحل به منزل مسکونی برخورد و آن را ویران نمود و در حیاط منزل مذکور متوقف گردید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 21:1  توسط ندای مغان  |