------------------
همشاگردی سلام
شهریار شکاری
يادش بخير بوي نمناك كتابهاي مدرسه، يادش بخير شبهايي كه كيف مدرسه را زير لحاف ميكردي و با خود ميخواباندي!
يادش بخير روزي كه مادر با شتابي در گامهايش دستان تو را گرفته بود و ميكشيدت در درازناي خياباني كه نخستين بارانهاي پاييزي خيسش كرده بودند و اين، پوشيدن چكمههاي قرمز را در روزهايي نزديك نويد ميداد. مادر تو را با گامهاي بلند و كشيده ميكشيد و باد پاييزي گوشههاي چادرش را چنان تكان ميداد كه ياد پرستوها ميافتادي. گاهي گامهايش را كوتاه ميكرد تا تو نفسي تازه كني و نگاهش در نگاهت گره بخورد نگاهي آميخته به «غرور و ترحم»! تو را ميبرد كه به مدرسه بسپارد. تا تو بماني و او برگردد. انگشتانت روي انگشتان زجر كشيدهاش سر خورد و «سقوط» سهمگين دستانت. نخستين دلشورهي بي او بودن در نگاهت موج ميزد. ميخواستي گريه كني،گريه هم كردي!
تو در آنسوي پنجره ماندي پشت نيمكت چوبي خط خطي شدهاي كه پر از خاطرههاي بغض گرفتهي سالهاي پيش بود، مقابلت تخته سياه و گچهاي خوش رنگي كه شايد كش رفتن چند تاي آنها اولين شيطنت تو را در روز اول مدرسه رقم ميزد و مادر ماند آنسوي پنجره، شايد هم رفت! نكند رفته و منتظر تو نمانده باشد، دويدي كنار پنجره. قدت به زور براي ديدن حياط كفاف ميكرد و ديدي نيست، رفته! دوباره بغض كردي، ميخواستي گريه كني و گريه هم كردي. رفته بود غذاي ظهرت را آماده كند. رفته بود حياط را جارو كند حياط به آن بزرگي با آن همه سنگ و آن همه عذاب كه هنوز از ياد تو نرفته است چه رسد به مادر كه تمام اندامش پر از غصه است. غصه آن روزها و غصه اين روزها. مادر هميشه اندوهگين است و اين دل تو را هنوز هم آتش ميزند.
حالا كه بزرگ شدهاي، مرد شدهاي، زن خانه شدهاي، حالا كه فهميدهاي روزهاي خوش زندگيت در همان روزهاي مدرسه ماند، كودك اول دبستانيت را نكوهش نكن اگر روز اول پاييز گريه كرد. آخر خودت هم «حالا» فهميدهاي!
ولي من خيليها را ديدهام كه هرچند حالا بزرگ شدهاند، مرد شدهاند، زن خانه شدهاند،همراه كودك اول دبستانيشان گريه كردهاند. تو يك وقت غصه نخوري بابت كيف و كفش فرزندت، بابت كتاب و دفترش، بابت مانتو شلوارش، بابت اينكه بيكاري، نداري! او را دلمشغول كيف و كفش نكن، بر دلش غصهي نان نقش مكن. خدا بزرگ است! خيلي ...
حالا در حياط مدرسه ايستادهاي روبروي فرزندت. حياط پر از هياهوست و تو چيزي نميشنوي. درچشمان هم خيره شدهايد احساس ميكني او گريهاش ميگيرد. آنوقت تو هم تا نوك دماغت ميسوزد و چشمانت پر ميشود از اشك. نه به خاطر فرزندت شايد. بخاطر آن روزها...
-----------------------------------------------------
اولتان قالاسی راوی تاریخ کهن مغان(2)
سلیمان باقی پریخانی
ندای مغان در تهیه این گزارش توصیفی از همکاری و مساعدت صمیمانه جناب آقای موسی حسینیان کارشناس باستان شناسی و عضو تیم کاوش اولتان قالاسی در فصل چهارم کاوش و همچنین مدیریت محترم سایت مغان ارس بهره فراوان برده است.
ارگ و شهر باستانی اولتان قالاسی که درسال 1378 به شماره 2654 درفهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده و از محوطههاي تحت حفاظت سازمان ميراث فرهنگي است، در روستای اولتان از توابع شهرستان پارسآبادمغان و در 15 کیلومتری شمال غرب آن واقع است. شهر بر اثر تسطیح گسترده اراضی و فعالیتهای عمرانی و کشاورزی بصورت کامل تخریب شده است ولی ارگ همچنان پابرجا و مدفون در دل خاک باقی مانده است. تصاویر ماهوارهای و هوایی و همچنین یافتهها و بررسیهای میدانی نشان میدهد شهر وسعتی بیش از 80 هکتار داشته است و ارگ در مرکز شهر و به شکل مستطیل نامنظم و با زوایای غیر قائم وسعتی در حدود 40 هکتار را به خود اختصاص داده بود. مطابق الگوی شهرسازی دورههای پیش از اسلام، شهر از چند قسمت تشکیل شده است که از مرکز بطرف خارج قسمتهای ارگ یا شارستان که محل سکونت و فعالیت حکمران و طبقات بالای اجتماع و سایر افراد دربار بوده است. قسمت ربض در خارج از ارگ واقع بوده و محل سکونت و فعالیت سایر مردم شهر به شمار میرفته است. موقعیت و محل ساخت شهر و ارگ بگونهای محاسبه و انتخاب شده بوده است که از سه طرف شمال، شمال غربی و غرب بوسیله مانع طبیعی رود خروشان ارس محافظت میشده است و بقیه جهات بوسیله حفر خندق به عرض 10 متر و کانال پر از آب محافظت میشده است. از آب این کانالها به منظور آشامیدنی، بهداشتی و کشاورزی نیز استفاده میشده است. دیوار اصلی ارگ به ارتفاع 5/5 متر و عرض 5/3 متر کار محافظت از ارگ را آسانتر مینموده است و در دل دیوار اصلی و در فواصل 30 متری برجهای نگهبانی واقع شده بوده است. ارگ دارای چهار دروازه بوده است که به نظر میرسد دروازه شمالی در اثر جریان تخریبی رود ارس و عوامل انسانی مخرب، تخریب شده است ولی دروازه غربی در کاوشها و حفاریهای فصل اول و دوم به سرپرستی آقای علیزاده در سال 1382 الی 1384 و دروازه جنوبی در فصل چهارم کاوش به سرپرستی آقای مهاجرینژاد در سال 1388 از دل خاک بیرون آورده شده است و دروازه شرقی همچنان در دل خاک خفته است. بررسی های باستانشناسی نشان میدهد ارگ و شهر باستانی اولتان قالاسی چیزی در حدود 10/1 وسعت دشت مغان محصور در جغرافیای سیاسی ایران را به خود اختصاص میداده است و به عنوان بزرگترين محوطه باستاني دشت مغان و از معدود محوطههايي است كه نسبتاً از گزند تخریب در امان مانده است و اکنون با همکاری نیروی انتظامی و توسط یگان حفاظت از میراث فرهنگی مورد حفاظت قرار میگیرد .مطابق متون تاریخی، یافتههای باستانشناسی و کاوشهای انجام یافته در طی چهار فصل کاوش در این مکان، بنای شهر در زمان استقرار سلسله اشکانی صورت گرفته است و از شهر های پر رونق و استراتژیک دوران قبل و بعد از اسلام به شمار میرفته است و شواهدی از حضور و اقامت اقوام مغول، تیمور لنگ و نادر شاه افشار در این شهر و ارگ در متون تاریخی وجود دارد که نیازمند بررسی و مطالعه بیشتر است. به عقیده کارشناسان از آنجا که در هیچ کدام از کاوشها نتوانستهاند به خاک بکر بستر شهر و ارگ برسند احتمال افزایش قدمت و حضور تمدنهای قبل از اشکانیان در منطقه با توجه به موقعیت استراتژیک مغان در طول تاریخ به عنوان گذرگاه تمدنها و نبود محل مناسب استقرار مابین جنوب قفقاز و مناطق شمال اردبیل به جز دشت پهناور، هموار، آباد و غنی مغان، دور از ذهن نیست و می تواند ارگ و شهر اولتان قالاسی قدمتی بیش از 2500 سال داشته باشد. مطالعات جغرافياي و تاريخي نشان از وجود شهرهاي باستانی مختلفی در دشت مغان دارد. میتواند شهر و ارگ اولتان قالاسی با يكي از شهرهاي دوران ساساني به نام "اورثان" مطابقت داشته باشد اما مسئالهای كه باعث شده است نتوان به طور دقيق به این موضوع اشاره نمود که اين شهر، همان شهر اورثان است اين است كه متون تاريخي نشان ميدهند شهر اورثان در دو فرسخي جنوب رود ارس قرار داشته است حال آن که محل فعلی ارگ و كاوشها در كنار رودخانه ارس واقع شده است. اين احتمال وجود دارد كه رود ارس در زمان بناي شهر با اين شهر فاصلهاي دو فرسخي داشته است و بر اثر گذشت روزگاران و جابجايي مسير رودخانه اين فاصله از بين رفته است.براي روشن شدن این موضوع مطالعات ديگري لازم است تا نشان دهد كه بستر رودخانه ارس در اواخر دوره ساساني كجا بودهاست. اگر بتوان اين جابجايي را ثابت كرد آن زمان ميتوان به طور قاطع نظر داد که اولتان قالاسی همان اورثان ساسانی است. در فصل چهارم کاوش در اولتان قالاسی گورستانی متعلق به دوران اسلامی با جهت تدفینی شمالی - جنوبی، حمام و دستشویی مجزا، سیستم لولهکشی ورودی و خروجی آب که با استفاده از سفال لولهکشی شده بودند، تنور، شواهدی از استفاده از گچ به عنوان روکش تزئینی دیوارهای داخلی، شواهدی از استفاده از آهک به عنوان ضدغفونی کننده سرویسهای بهداشتی و فاضلاب و خاکستر و زغال برای عایق کاری کف خانهها و اتاقها یافت شده است که نشان دهنده گوشه های از فرهنگ و آداب و رسوم مردمان ساکن در اولتان قالاسی است.
اولتان قالاسی، تهدیدها و ضرورتها
آنچه مسلم و مشخص است ارگ و شهر اولتان قالاسی با تمام یافتهها و نیافتهها، موقعیت و ویژگیهای آن یک پتانسیل ارزشمند باستانشناسی و گردشگری است که میتواند سیمای اجتماعی، تاریخی و اقتصادی منطقه را دگرگون ساخته و افقهای جدیدی را پیش روی همگان ترسیم نماید که این نیازمند اراده و عزم ملی برای تغیر نگرشها و سیاستگذاریهای مسئولین و مردم به موضوع و رفع تهدیدهای این سازه عظیم باستانی است. اولتان قالاسی نیازمند معرفی، شناسایی و مطالعه علمی است تا به تمام ابهامات و سوالهای پیرامون آن پاسخ روشن و علمی داده شود. بخش عظیمی از آن در دل خاک مدفون است که بخشي از داشتههای مادی و معنوی و هویت تاریخی و ملی ماست و این نیازمند تخصیص بودجه، زمان و نیروی انسانی متخصص برای کاوش و حفاری است. بخشهای کاوش شده آن نیازمند مرمت علمی است تا از گزند تخریب مصون بمانند. کنارههای شمالی آن در خطر تخریب توسط جریان آب رودخانه ارس است که این نیازمند ساحلبندی علمی و تحت نظارت کارشناسان میراث فرهنگی است. کنارههای جنوبی ارگ با ساخت و سازهای بیرویه و غیر کارشناسی صنعتی و عمرانی توسط نهادهای دولتی و خصوصی به شدت تخریب شده است که این نیازمند جابجایی و تغییر محل این مراکز به نقطهای دیگر به قید فوریت است. انباشت و دفن زبالههای شهری در حریم آن ضمن تخریب آن، چهره زشتی به اولتان قالاسی بخشیده است. برگزاری سمینارها و نشستهای تخصصی، دعوت از صاحب نظران جهانی در رشته باستانشناسی برای کاوش و مطالعه در آن، تبدیل آن به سایت موزه باز مطابق استانداردهای موجود و همچنین تلاش برای ثبت جهانی آن در فهرست جهانی یونسکو می تواند درحفاظت، معرفی و بازخوانی ناگفتههای این بنای عظیم باستانی و روشن شدن بخشهای تاریک تاریخ مغان نقش تاثیرگذاری داشته باشد و این یک رسالت همگانی ما است.
------------------------------------------------------------
وقوع سیلاب و طغیان رودخانه ارس
وقوع سیلاب و طغیان رودخانه پس از اولین بارش باران پاییزی، نیمی از روستای اولتان را به زیر آب فرو برد و محور پارس آباد به اصلاندوز را مسدود نمود. ناتوانی نهرها و سیل گیرها موجود در منطقه در انتقال و هدایت سیلاب ، منجر به ورود آب به روستا و خانه های اهالی گردید و نیروهای امدادی را ناگزیر از حفر کانالهای انحرافی از میان آسفالت محور اصلی پارس آباد به اصلاندوزبه سمت رودخانه ارس نمود تا از حجم آب موجود در منطقه کاسته شود که این اقدام منجر به انسداد محور گردید و خودروهای عبوری را ناگزیر از تردد در جاده پروژه نمود. بنابر گزارشات رسیده هرچند این حادثه تلفات جانی در برنداشت اما خسارات زیادی به منازل و مزارع اهالی وارد نمود.
حضور سریع مسئولین امر و نیروهای امدادی در صحنه در کاستن از آلام اهالی و میزان خسارات وارده بسیار موثر بود و جای تقدیر وتشکر دارد .
با آغاز فصل سرما و بارشهای زمستانی و احتمال وقوع حوادث این چنینی لزوم هماهنگی میان نیروهای امدادی و اتخاذ تدابیر پیشگیرانه بیش از پیش احساس می شود. ساماندهی، لایروبی و تعمیر کانالها و سیل گیرهای موجود در منطقه می تواند در کنترل حجم آبهای عبوری از منطقه نقش موثری داشته باشد. تسریع در ساحل بندی حاشیه های رودخانه ارس از دیگر اقدامات لازم و ضروری منطقه است. برگزاری مانورهای لازم جهت افزایش هماهنگی و آمادگی، تقویت پدافند غیر عامل منطقه از دیگر راهکارهای اجرایی لازم است.
-----------------------------------------------------------
پاسخگوي تداوم اين فاجعه كيست؟!
سلیمان باقی پریخانی
سرنوشت زبالههاي شهري امروزه به چالشي براي تمامي شهرهاي بزرگ و كوچك تبديل شده است و بخش قابل توجهاي از كار روزانه مراكز مختلف شهري را به خود اختصاص دادهاست. تا ساليان نه چندان دور در مناطق بسياري انتقال زبالهها به مناطقي دور از شهرها و انباشت و دفن آنها اقدام مشترك همگان بود اما با گسترش شهرنشيني و افزايش حجم زبالهها از يك طرف و از طرف ديگر آشكار شدن پيامدهاي بهداشتي و زيست محيطي حاصل از انباشت و دفن غير اصولي زبالهها مسئولين شهري را بر آن داشت تا با اتخاذ شيوههاي نوين علمي با كم كردن حجم زبالههاي توليدي و بازيافت مناسب بخشي از زبالهها از ميزان زبالههاي كه بايد معدوم شوند، كم نمايند. شيوه و روش معدوم نمودن زبالههاي شهري امروزه از چالشهاي مهم شهري است و استفاده از روشهاي سنتي در اين خصوص مورد اعتراض همگان است.شهرستان پارسآبادمغان با سابقه بيش از نيم قرن شهرنشيني مدرن نيز امروز با اين چالش بصورت جدي دست به گريبان است اما تاسف در اينجا است كه ارادهاي در مسئولين شهري براي اتخاذ روشهاي نوين علمي و استفاده از تجربيات موفق كشوري و جهاني براي حل اصولي و منطقي اين مشكل، ديده نميشود. اصرار بر بكارگيري روش سنتي دفن زباله در محل فعلي دپوي آن در نزديكي روستاي اولتان پيامدهاي زيانبار بهداشتي، زيست محيطي و گردشگري را براي منطقه به ارمغان آورده است. انتخاب غير كارشناسي محل، انباشت و دفن غير بهداشتي زبالهها، عدم بهرهمندي از يافته هاي نوين تجربي و علمي و مشاوره دلسوزان و كارشناسان مرتبط، تخريب عرصههاي باستاني، آلودگي آب، خاك و هوا و محيط زيست انساني، حيواني و گياهي، احتمال آلودگي تنها منبع تامين آشاميدني شهر- رود ارس- و همچنين آبهاي زير زميني به شيرابههاي زبالههاي انباشته شده و دفن شده در محل، تخريب منايع ارزشمند گردشگري منطقه، احتمال شيوع بيماريهاي عفوني و واگيردار در منطقه، بياعتنايي به نظريات كارشناسي و مقاومت در برابر تذكرات وارده، و ... از جمله اشكالات و مشكلات وارد شده به محل فعلي و اقدام شهرداري پارسآبادمفان است. نشريه نداي مغان بنابر رسالت مطبوعاتي خود و با توجه به اهميت موضوع اقدام به پيگيري مساله نمود و با انجام مصاحبه با مسئولين اداره ميراث فرهنگي و گردشگري، شبكه بهداشت و درمان، اداره حفاظت از محيط زيست، سازمان منابع طبيعي، شهرداري، فرمانداري، شوراي شهر، كارشناسان حوزههاي مختلف كارشناسي، مسافران و مردم نسبت به انتقال اين دغدغه همگاني اقدام نمود. عدم تحرك مناسب و فرافكني شهرداري كه متولي اصلي پايان دادن به اين بحران زيست محيطي و فاجعه تلخ است ما را به وعده فرمانداري مبني بر انتقال محل انباشت و دفن زبالههاي شهري به محل جديد و كارشناسي شده آن تا پايان شهريور ماه اميدوار نمود. ما و تمام كساني كه هر روزه از جاده اصلي شهر به سمت اردبيل و مشكين شهر ميروند شاهد وخامت اوضاع و تشديد اين فاجعه هستند. نه تنها محل پاكسازي نشده است بلكه بر حجم زبالههاي موجود بيش از پيش اضافه شده است. زبالههاي صنعتي و ساختماني و مشكل بازيافت كنندگان غيرمجاز و سوزاندن وسيع زبالههاي انباشته شده نيز به محل اضافه شده است. با توجه به نزديكي فصل بارش و مهاجرت پرندگان مهاجر به منطقه زنگ خطر رساتر از پيش به گوش ميرسد.
----------------------------------------------------------
جلسه مؤسسه حمايت از بيماران سرطاني آرزو با حضور مهندس وكيل سپه تشكيل يافت.
در اين جلسه رئيس هيات مديره و مديرعامل آرزو گزارش و بيوگرافي مؤسسه را به نماينده مردم بيلهسوار و پارساباد در مجلس و همچنين حاضرين در جلسه ارائه كردند. سپس آقايان دكتر اسماعيلي و مجردي ضمن اعلام اين خبر كه ماهانه 1000 الي 1500 نفر از معلمان، مبلغ 1000 تومان به مؤسسه كمك مالي خواهند كرد، مشكلات مربوط به مؤسسه را مطرح نموده و براي كمك به يكي از معلمين بيمار پارسآبادي از مهندس سپه طلب ياري كردند كه مهندس سپه اعلام كردند در جريان كامل مشكلات اين بيمار قرار دارند و تمام هماهنگيهاي لازم را با مسئولين ذيربط از جمله معاون رئيس جمهور براي كمك به اين معلم انجام داده و پيگير وضعيت ايشان هستند. همچنين ايشان براي تامين ساختمان موسسه به حاضرين در جلسه قول مساعد داده و اعلام كردند خود و همكارانشان در مجلس تمام تلاش خود را به كار خواهند بست تا بيماري سرطان در ليست بيماريهاي خاص قرار گيرد و بدين ترتيب بسياري از مشكلات اين بيماران بهتر و راحتتر از گذشته حل خواهد شد. ايشان افزودند بر اساس تحقيقات انجام يافته ريخته شدن فاضلاب كارخانه آلومينيوم سازي كشور ارمنستان به رودخانه ارس بيشترين سهم را در افزايش تعداد بيماران مبتلا به بيماري سرطان در پارساباد داراست بطوريكه استان اردبيل بواسطه شهرستان پارساباد رتبه اول تعداد مبتلايان به اين بيماري را در كشور به خود اختصاص داده است. مهندس سپه ضمن اعلام اين خبر كه تورم 46 درصدي در راه است و با اعمال برنامه هدفمند كردن يارانهها اكثر كالاها و خدمات دولتي(از جمله: آب، برق، گاز، بنزين، سم و ...)به قيمت تمام شده در اختيار مردم قرار خواهد گرفت، گفتند: دولت در حال حذف سوبسيد سم است تا بدينوسيله كشاورزان و شركتهاي كشاورزي منطقه به طور اجباري به مبارزه بيولوژيك با آفات نباتي روي آورند.
ايشان در پايان از زحمات اعضاي مؤسسه آرزو در راستاي كمك به بيماران نيازمند سرطاني تشكر كرده و اظهار اميدواري كردند وضعيتي ايجاد شود كه اين بيماران از لحاظ مادي و معنوي احساس كمبود نكنند.




